مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - تمدن ایران
مصر همه در فرهنگ عربی (اسلامی) جذب شدند و تحلیل رفتند، زبان عربی زبان عادی و رسمی آنها شد و از نظر نژادی نیز با اعراب به هم آمیختند و شبیه یکدیگر شدند. بغداد، دمشق، قاهره مراکز بزرگ فرهنگ عربی (اسلامی) شدند و بر اثر جهش پرنیرویی که از تمدن جدید به وجود آمده بود ساختمانهای زیبای بسیاری در آنها بپا گردید ... هرچند ایران شبیه اعراب نشد و در ملیت عربی تحلیل نرفت، تمدن عرب (اسلام) تأثیر فوق العاده در آن داشت و اسلام در ایران هم مانند هند یک حیات تازه برای فعالیت هنری ایجاد کرد. هنر و فرهنگ عربی (اسلامی) هم تحت نفوذ و تأثیر ایران واقع شد.» [١]
چنانکه میدانیم برخی کتب ایرانی در دوره خلفای اموی و عباسی ترجمه شد.
هرچند این کتب با کتبی که از سایر منابع ترجمه شد قابل مقایسه نبود، در عین حال میتوان آن را از نوع کمک تمدن ایرانی به تمدن اسلامی به شمار آورد. ما در آینده در باب ترجمههای ایرانی بحث مختصری خواهیم کرد.
مسلمین نظامات اداری خود را از ایران اقتباس کردند؛ دفاتر و دواوین دستگاه خلافت به سبک دفاتر و دواوین قدیمی ایران تنظیم میشد و احیاناً زبان اداری و دفتری زبان فارسی بود. بعدها خود ایرانیان مسلمان ترجیح دادند که به زبان عربی برگردانند.
ابن الندیم در الفهرست مینویسد:
«اولین نقل از زبان دیگر به زبان عربی به امر خالد بن یزید بن معاویه صورت گرفت. وی علم دوست بود و به صنعت کیمیا علاقه داشت.
جماعتی از فلاسفه یونانی که در مصر میزیستند و با زبان عربی آشنا بودند احضار کرد و فرمان داد عدهای از کتب آن فن را از زبان یونانی و قبطی به زبان عربی ترجمه کنند، و این اولین ترجمه به زبان عربی است.»
سپس میگوید:
«دومین ترجمه به زبان عربی نقل دیوان و دفاتر دولتی است که در زمان حجاج به وسیله صالح بن عبد الرحمن که از نژاد ایرانی بود، از زبان فارسی
[١]. همان، ص ١٠٤٢.