مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - تشیع ایرانیان
«مراقب ایرانیان مسلمان باش، هرگز آنها را با عرب همپایه قرار نده، عرب حق دارد از آنها زن بگیرد و آنها حق ندارند از عرب زن بگیرند، عرب از آنها ارث ببرد و آنها از عرب ارث نبرند، حتی الامکان حقوق آنها کمتر داده شود، کارهای پست به آنها واگذار شود، با بودن عرب غیرعرب امامت جماعت نکند، در صف اول جماعت حاضر نشوند، مرزبانی و قضاوت را به آنها وامگذار».
اما وقتی که میان یک زن عرب و یک زن ایرانی اختلاف واقع میشود و کار به آنجا میکشد که به حضور علی علیه السلام شرفیاب میشوند و علی علیه السلام میان آندو هیچ گونه تفاوتی قائل نمیشود و مورد اعتراض زن عرب واقع میشود، علی علیه السلام دست میبرد و دو مشت خاک از زمین برمیدارد و به آن خاکها نظر میافکند و آنگاه میگوید: من هرچه تأمل میکنم، میان این دو مشت خاک فرقی نمیبینم.
علی با این تمثیل عملی لطیف، به جمله معروف رسول اکرم اشاره میکند که فرمود:«کلُّکمْ لِادَمَ وَ ادَمُ مِنْ تُرابٍ، لافَضْلَ لِعَرَبِی عَلی عَجَمِی الّا بِالتَّقْوی» (٤٨) یعنی همه از آدم و آدم از خاک است، عرب بر عجم فضیلت ندارد، فضیلت به تقواست نه به نژاد و نسب و قومیت و ملیت. وقتی که همه نسب به آدم میبرند و آدم خاکی نژاد است، چه جای ادعای فضیلت تقدم نژادی است؟.
در سفینة البحار، ماده «ولی» مینویسد:
«علی علیه السلام در یک روز جمعه بر روی منبری آجری خطبه میخواند. اشعث بن قیس کندی که از سرداران معروف عرب بود آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین، این «سرخ رویان» (یعنی ایرانیان) جلو روی تو بر ما غلبه کردهاند و تو جلو اینها را نمیگیری. سپس در حالی که خشم گرفته بود گفت: امروز من نشان خواهم داد که عرب چکاره است. علی علیه السلام فرمود:
«این شکم گندهها خودشان روزها در بستر نرم استراحت میکنند و آنها (موالی و ایرانیان) روزهای گرم به خاطر خدا فعالیت میکنند و آنگاه از من میخواهند که آنها را طرد کنم تا از ستمکاران باشم. قسم به خدا که دانه را شکافت و آدمی را آفرید که از رسول خدا شنیدم فرمود: به خدا