مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - مذهب تشیع
«شاهپوهر، شاه شاهان ایران و غیرایران، مینوسرشت، از سوی یزدان، فرزند موجودی آسمانی و مزداپرست اردشیر مینوسرشت، از سوی یزدان، نوه بابک پادشاه که خود نیز آسمانی و از سوی یزدان بوده است.» [١]
پس چون پادشاهان ساسانی برای خود مقامی آسمانی قائل بودند، و از طرف دیگر ائمه اطهار هم نژادشان به آنها میرسد و شیعیان و پیروان آنها هم همه ایرانی هستند و برای آنها مقام آسمانی قائلند، پس با این صغرا و کبرای صددرصد صحیح منطقی! اعتقاد به امامت ائمه اطهار علیهم السلام مولود همان اعتقاد قدیمی ایرانی است.
ما ضمن بیان مختصری، پوچی این ادعا را روشن میکنیم. مقدمتاً باید بگوییم که در اینجا دو مطلب است و باید از یکدیگر تفکیک شود. یکی اینکه طبیعی است که هر ملتی که دارای یک سلسله عقاید و افکار مذهبی یا غیرمذهبی هست و سپس تغییر عقیده میدهد، خواه ناخواه قسمتی از عقاید پیشین در زوایای ضمیرش باقی میماند و ناخودآگاهانه آنها را در عقاید جدید خویش وارد میکند. ممکن است نسبت به عقیده جدید خویش نهایت خلوص نیت را داشته باشد و هیچ گونه تعصب و تعمدی برای حفظ معتقدات پیشین خود نداشته باشد ولی از آنجا که لوح ضمیرش بکلی از افکار و عقاید پیشین پاک نشده است، کم و بیش آنها را با خود وارد عقیده و مسلک و مذهب جدید مینماید.
این مطلب جای تردید نیست. مللی که مسلمان شدند برخی بت پرست بودند و عقاید وثنی داشتند، بعضی دیگر مسیحی یا یهودی یا مجوسی بودند؛ زمینههای فکری پیشین آنها احیاناً ممکن است در افکار و عقاید اسلامی ایشان اثر گذاشته باشد.
مسلّماً ایرانیان نیز ناخودآگاه برخی عقاید خویش را با صبغه اسلامی حفظ کردند. متأسفانه پارهای خرافات هم اکنون در میان برخی ایرانیان وجود دارد از قبیل پریدن از روی آتش در چهارشنبه آخر سال و سوگند خوردن به سوی (نور) چراغ که از بقایای ماقبل اسلام است. و این وظیفه اسلامی است که با مقیاسهای اصولی اسلام عقاید پاک و خالص اسلامی را از کدورت اندیشههای جاهلی همیشه دور نگاه دارند.
[١]. تاریخ ادبیات براون، ترجمه فارسی، ج ١/ ص ١٤٢.