مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - ملت پرستی در عصر حاضر
غیره میبینیم نشان میدهد یک امر اتفاقی و تصادفی نیست، یک نقشه حساب شده است و منظوری در کار است.
تبلیغات زرتشتیگری نیز که این روزها بالا گرفته و مد شده، یک فعالیت سیاسی حساب شده است. همه میدانند که هرگز ایرانی امروز به دین زرتشتی برنخواهد گشت، تعالیم زرتشتی جای تعالیم اسلامی را نخواهد گرفت، شخصیتهای مزدکی و مانوی و زرتشتی و همه کسانی که امروز تحت عنوان دروغین ملی معرفی میشوند و هیچ صفت مشخصهای جز انحراف از تعلیمات اسلامی نداشتهاند- خواه آنکه رسماً به نام مبارزه با اسلام فعالیت کرده باشند یا مبارزه با قوم عرب را بهانه قرار داده باشند- هرگز جای قهرمانان اسلامی را در دل ایرانیان نخواهند گرفت، هرگز المقنّع و سِنباد و بابک خرّم دین و مازیار جای علی بن ابیطالب و حسین بن علی و حتی سلمان فارسی را در دل ایرانیان نخواهند گرفت. اینها را همه میدانند.
ولی در عین حال جوانان خام و بیخرد را میتوان با تحریک احساسات و تعصبات قومی و نژادی و وطنی علیه اسلام برانگیخت و رابطه آنان را با اسلام قطع کرد؛ یعنی اگرچه نمیشود احساسات مذهبی دیگری به جای احساسات اسلامی نشانید، ولی میشود احساسات اسلامی را تبدیل به احساسات ضد اسلامی کرد و از این راه خدمت شایانی به استعمارگران نمود. لهذا میبینیم افرادی که بکلی ضد دین و ضدمذهب و ضدخدا هستند، در آثار خود و نوشتههای پوچ و بیمغز خود از زرتشتیگری و اوضاع ایران قبل از اسلام حمایت میکنند. هدفشان روشن و معلوم است.
ما میخواهیم در این بحث خود با همان منطقی که این افراد به کار میبندند وارد بحث شویم یعنی منطق ملیت و احساسات ملی و ناسیونالیستی؛ آری با همین منطق، هرچند توجه داریم که به قول اقبال پاکستانی «ملت پرستی، خود نوعی توحش است»؛ توجه داریم که احساسات ملی تا آنجا که جنبه مثبت داشته باشد و نتیجهاش خدمت به هموطنان باشد قابل توجه است ولی آنجا که جنبه منفی به خود میگیرد و موجب تبعیض در قضاوت، در دیدن و ندیدن خوبیها و بدیها، و در جانبداریها میشود ضد اخلاق و ضد انسانیت است؛ توجه داریم که منطق عالیتری از منطق احساسات ملی و ناسیونالیستی وجود دارد که طبق آن منطق، علم و فلسفه و دین فوق مرحله احساسات است. احساسات قومی و غرورهای ملی در