مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - طبقه دوم
٣. ابومعشر، جعفر بن محمد بلخی. در ابتدا از اصحاب حدیث و دشمن کندی و مسلک او بود. کندی با حیله و تدبیر او را به نجوم و ریاضی علاقهمند ساخت و از آزارش راحت شد و بنا بر نقل الفهرست در حلقه شاگردان الکندی درآمد [١]. ابومعشر بیش از صد سال عمر کرده و در سال ٢٧٢ درگذشته است. او پیش از آنکه فیلسوف باشد، مورخ و منجم است.
ابن الندیم چند نفر به نام حسنویه و نفطویه و سلمویه و یک نفر دیگر به همین وزن یاد میکند که شاگرد کندی بودهاند. ما بیش از آنچه ابن الندیم ذکر کرده از آنها اطلاعی نداریم. این قدر میدانیم که یک نفر طبیب به نام سلمویة بن بنان معاصر کندی است که طبیب مخصوص معتصم بوده و ابن الندیم و ابن ابی اصیبعه به تفصیل دربارهاش بحث کردهاند و او نصرانی وسریانی بوده است [٢]، اما اینکه این سلمویه همان است که ابن الندیم او را از شاگردان کندی شمرده است، نمیدانیم.
از جمله شاگردان کندی مردی بوده به نام «دبیس محمد بن یزید» و ابن الندیم بالاجمال از او یاد کرده است [٣] و شخص دیگری به نام «زرنب» که ابن ابی اصیبعه ضمن شمارش رسالههای کندی میگوید: «رسالة الی زرنب تلمیذه فی اسرار النجوم».
اما گروه دوم یعنی افرادی از طبقه دوم که شاگرد الکندی نبودهاند؛ آنها عبارتند از:
١. ابواسحاق، ابراهیم قویری. ابن الندیم در الفهرست بعد از ذکر ابوالعباس سرخسی، از ابراهیم قویری یاد میکند و میگوید: «ممّن اخذ عنه المنطق و کان مفسّراً» یعنی از کسانی است که منطق از او آموخته شده است و خود مفسر و شارح کلمات پیشینیان بوده است. البته احتمال این هست که فعل «اخذ» به صورت معلوم خوانده شود نه مجهول. معنی عبارت این خواهد بود که قویری نیز مانند ابوالعباس سرخسی شاگرد کندی بوده و منطق را از او آموخته است. ولی تا کنون ندیدهایم کسی این احتمال را در عبارت ابن الندیم داده باشد.
ابن ابی اصیبعه در عیون الانباء ضمن شرح حال فارابی، جریانی از زبان فارابی
[١]. الفهرست، ص ١٧٩.[٢]. همان، ص ٤٢٦ و عیون الانباء، ج ٢/ ص ١٠٥، ١١٤.[٣]. الفهرست، ص ٥٢٠.