مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - عکس العمل ها
فقها [١] عکس العمل شدیدتری نسبت به زندقه و زنادقه نشان میدادند. ابوحنیفه و اتباعش ایرانی و مقیم عراق بودند، برخلاف شافعی و اتباعش. فتوای شافعی از فتوای حنفیها درباره زنادقه ملایمتر است. مسألهای است در فقه در باب قبول توبه مرتد؛ برخی از فقها فرقی میان مرتد و زندیق نمیگذارند، توبه هر دو را مقبول میدانند. شافعی از این دسته است. اما برخی دیگر توبه زندیق را نامقبول میشمارند. ابوحنیفه در یکی از دو قولش این رأی را انتخاب کرده است.
میگویند اتباع ابوحنیفه که در عراق میزیستند با جزم بیشتری از خود ابوحنیفه به عدم قبول توبه زنادقه فتوا میدادند و این فتوا به عنوان عکس العمل شدید ایرانیان نسبت به زنادقه شناخته شده است.
اما جریان دوم یعنی تبعیضات نژادی و تفاخرات قومی که بر ضد اصل مسلّم مساوات اسلامی بود، این انحراف به وسیله اعراب به وجود آمد. سیاست امویها بر اصل تفوق عرب بر غیرعرب پایه گذاری شد. معاویه به صورت بخشنامه به همه عمّال خویش اطلاع داد که برای عرب حق تقدم قائل شوند.
این عمل ضربه مهلکی بر پیکر اسلام وارد کرد. منشأ اصلی تجزیه شدن حکومت اسلامی به صورت حکومتهای کوچک، همین کار بود. بدیهی است که هیچ ملتی حاضر نیست تفوق و قیمومت ملت دیگر را بپذیرد. ایرانیان اسلام را پذیرفته بودند نه عرب را. اسلام از آن جهت مقبول همه ملتها بود که علاوه بر سایر مزایایش رنگ قومی و نژادی نداشت، جهانی و انسانی بود. ایرانیان و همچنین سایر مسلمانان غیرعرب به هیچ وجه حاضر نبودند سیادت عرب را بپذیرند.
عکس العمل ابتدایی که ایرانیان در مقابل این تبعیضات نشان دادند بسیار منطقی و انسانی بود. آنها عرب را به کتاب خدا دعوت کردند. گفته رسول خدا راست آمد که فرمود: «به خدا قسم آخر کار، عجم شما را به دین اسلام و کتاب خدا دعوت خواهد
[١]. مقصود فقهای اهل تسنن است. فقهای شیعه نیز عکس العملشان شدید بود. شیخ الطائفه شیخ ابوجعفر طوسی در جلد دوم کتاب الخلاف، «کتاب المرتد» این مسأله را عنوان میکند و میان زندیق و مرتد فرق میگذارد. وجه فرق را این جهت ذکر میکند که مرتد متظاهر به خلاف اسلام است و توبه میتواند برای او رجوع به اسلام تلقی شود، اما زنادقه با آنکه در باطن کافر و منکرند همواره متظاهر به اسلاماند؛ اظهار توبه آنها نمیتواند رجوع از این دوچهرگی تلقی شود.