مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - طبقه سوم
محال است که در زمینه ابطال نبوات باشد و رازی صریحاً و علناً همه نبوات را تکذیب کند و همه مذاهب را باطل بداند و در نهایت احترام هم زیست نماید. این که برخی ادعا میکنند که ابوریحان بیرونی کتابی به نام «نقض الادیان» و کتابی به نام «مخاریق الانبیاء» به رازی نسبت داده است [١] به هیچ وجه صحیح نیست. ابوریحان یکی از آن کتابها را «فی النبوات» و دیگری را «فی حیل المتنبئین» میخواند و به دنبال نام هر کدام کلمه «یدعی» را اضافه میکند و میرساند که این نام را دیگران دادهاند. ابن ابی اصیبعه ضمن اینکه نسبت چنین کتابی را به رازی انکار میکند، احتمال میدهد که برخی «اشرار» این کتاب را ساخته و از روی دشمنی به رازی نسبت داده باشند و تصریح میکند که نام «مخاریق الانبیاء» را دشمنان رازی نظیر علی بن رضوان مصری به این کتاب دادهاند نه خود رازی. از سخن ابن ابی اصیبعه پیداست که کتاب نبوات و کتاب حیل المتنبئین غیر این کتابی است که این نام به او داده شده است، و آن دو کتاب وضع روشنی دارد.
بعلاوه، رازی سخت پابند به توحید و معاد و اصالت و بقاء روح است. کتابی داردفی ان للانسان خالقاً متقناً حکیما [٢] و کتابی دارد در رد سیسن ثنوی [٣] (رد بر مانویت) و رسالهایالی علی بن شهید البلخی فی تثبیت المعاد [٤] و نظرش در آن کتاب- همچنانکه ابن ابی اصیبعه میگوید- نقد نظریه منکران معاد است، و کتابی فی ان النفس لیس بجسم [٥]. چگونه ممکن است کسی همه اصول مبدأ و معاد و روح و نفس را پذیرفته باشد و منکر نبوات و شرایع باشد؟! بعلاوه او کتابی دارد فی آثار الامام الفاضل المعصوم [٦] که به احتمال قوی بر طبق مذاق شیعه در امامت نوشته است، و کتابی دارد به نام النقض علی الکیال فی الامامة [٧] و کتابی به نام کتاب الامام و المأموم المحقین [٨]، و همه میرساند که اندیشه امامت فکر او را مشغول میداشته است. بدیهی
[١]. دکتر محقق، مقدمه ترجمه السیرة الفلسفیه، ص ٥٦.[٢]. عیون الانباء، ج ٢/ ص ٣٥٢.[٣]. همان، ج ٣/ ص ٣٥٢.[٤]. همان، ج ٢/ ص ٣٥٩.[٥]. همان، ج ٣/ ص ٣٥٨.[٦]. همان، ج ٢/ ص ٣٥٩.[٧]. همان، ص ٣٥٨.[٨]. همان، ص ٣٥٩.