مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٨ - دو قرن سکوت؟ !
هارونی و مأمونی بود [١]. همچنانکه قبلًا در فصل مربوط به زبان فارسی گفتیم، مأمون اول حاکمی است که شاعری پارسی گوی را فوق العاده تشویق کرده است.
آری آن بود علت خاموشی گزیدن ایرانیان از پارسی گویی، و این بود علت رواج ثانوی این زبان و البته همچنانکه باز هم گفتهایم رواج ثانوی زبان فارسی به هیچ وجه جای تأسف نیست، بلکه جای شکر است. هر زبانی از خود لطف و زیبایی خاص دارد. زبان فارسی از برکت لطف و زیبایی خود و هم از همت و ایمان ایرانیان پارسی گوی خدمات بسیار ارزندهای به اسلام کرده است.
ادوارد براون منصفانه خود را از غرض رانیهای امثال سرجان ملکم برکنار میدارد. وی میگوید:
«دو کتاب تاریخ ایران است که انگلیسها بیشتر با آن آشنا میباشند: یکی کتاب سرجان ملکم، دوم کتاب کلمینتز مارکهم. در این دو کتاب دوره تحولی که در فاصله بین فتح عرب در قرن هفتم میلادی و تشکیل نخستین سلسله مستقل یا نیم مستقل ایرانی (طاهریان و صفاریان) بعد از اسلام در قرن نهم میلادی (قرن اول و دوم هجری) پیش آمد، بهطور سطحی و ناقص مورد بحث واقع شد ... و حال آنکه از بسیاری جهات بیش از سایر ادوار جالب بوده است، و از نظر علمی و معنوی بارورترین کلیه ازمنه تاریخ ایران است.» [٢]
ایضاً پس از بحثی درباره سلمان فارسی میگوید:
«سلمان یگانه شخصی است که از میان ایرانیان وارد جمع معزز و محترم اصحاب گردیده است و بسیاری از علمای بلندمرتبه اسلام نیز از روزهای نخست از نژاد ایرانی برخاستند و عدهای از اسرای جنگ مانند چهار فرزند شیرین (ابن سیرین و سه برادرش) که در جلولا اسیر شدند، بعد در عالم اسلام به مراتب شامخی رسیدند. بنابراین قول کسانی که مضمون سخنشان این است که پس از استیلای عرب بر ایران تا دو سه قرن ایرانیان فاقد زندگانی علمی و معنوی بودهاند به هیچ وجه درست نیست. بالعکس،
[١]. ترجمه تاریخ تمدن جرجی زیدان، ج ٣/ ص ٣١٠ و ٣١١.[٢]. تاریخ ادبیات ایران، ترجمه فارسی، ج ١/ ص ٣١١ و ٣١٢.