مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧ - کتابسوزی ایران و مصر
بگویم نیستند. بسیار چیزهاست که ما را از فهم این مطلب مانع میشود.
اولین آنها تاریکی خود موضوع است، و دیگر اینکه عمر آدمی کوتاه است.» [١]
سارتون میگوید:
«همین مطلب باعث شد که کتابهای او را در سال چهارصد و یازده پیش از میلاد در وسط میدان شهر سوزاندند و این نخستین نمونه ثبت شده کتابسوزی در تاریخ است.» [٢]
و اما داستان ممنوع بودن تألیف و تصنیف در جهان اسلام که در آغاز وسیله خلیفه دوم اعلام شد و تا صد سال ادامه یافت؛ این داستان نیز شنیدنی است. هرچند ما در بخش سوم این کتاب که به بیان خدمات ایرانیان به اسلام میپردازیم، در بخش خدمات فرهنگی تحت عنوان «تدوین و تألیف از کی شروع شد؟» درباره این مطلب توضیح خواهیم داد ولی ناچاریم در اینجا اشاره کنیم که آنچه به خلیفه دوم منسوب است، مربوط است به کتابت احادیث نبوی.
از صدر اسلام میان عمر و بعضی صحابه دیگر از یک طرف، و علی علیه السلام و بعضی صحابه دیگر از طرف دیگر در تدوین و کتابت احادیث نبوی اختلاف نظر وجود داشت.
گروه اول که عمر در رأس آنها بود استماع و ضبط و نقل احادیث را بلامانع میدانستند، اما کتابت و تدوین آنها را مکروه میشمردند به عذر اینکه با قرآن مشتبه نشود و یا اهتمام به حدیث جای اهتمام به قرآن را نگیرد، ولی گروه دوم که علی علیه السلام در رأس آنها بود از آغاز به کتابت و تدوین احادیث نبوی تشویق و ترغیب کردند. عامه به پیروی از خلیفه دوم تا یک قرن به تدوین حدیث نپرداخت، اما پس از یک قرن عامه نیز از نظر علی علیه السلام پیروی کرد و نظر عمر منسوخ گشت، و به همین جهت شیعه یک قرن پیش از عامه موفق به جمع و تدوین حدیث شد.
پس مطلب این نیست که تصنیف و تألیف در میان عرب مطلقاً و درباره هر موضوع ممنوع بوده است و مردمی که به خودشان اجازه تألیف و تصنیف نمیدادند،
[١]. تاریخ علم، ترجمه احمد آرام، ص ٢٧١.[٢]. همان.