مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - زبان فارسی
نشان دهند، این است که میگویند: ایرانیان در طول این تاریخ زبان خود را حفظ کردند و آن را در زبان عربی محو و نابود نساختند.
شگفتا! مگر پذیرفتن اسلام مستلزم این است که اهل یک زبان، زبان خود را کنار بگذارند و به عربی سخن گویند؟ شما در کجای قرآن یا روایات و قوانین اسلام چنین چیزی را میتوانید پیدا کنید؟.
اصولًا در مذهب اسلام که آیین همگانی است مسأله زبان مطرح نیست. ایرانیان هرگز در مخیلهشان خطور نمیکرد که تکلم و احیای زبان فارسی مخالف اصول اسلام است، و نباید هم خطور میکرد.
اگر احیای زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام بود، چرا همین ایرانیان این قدر در احیای لغت عربی، قواعد زبان عربی، صرف و نحو عربی، معانی و بیان بدیع و فصاحت و بلاغت زبان عربی کوشش کردند و جدیت نمودند؟ هرگز اعراب به قدر ایرانیان به زبان عربی خدمت نکردهاند. اگر احیای زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام یا عرب یا زبان عربی میبود، مردم ایران به جای اینهمه کتاب لغت و دستور زبان و قواعد فصاحت و بلاغت برای زبان عربی، کتابهای لغت و دستور زبان و قواعد بلاغت برای زبان فارسی مینوشتند و یا لااقل از ترویج و تأیید و اشاعه زبان عربی خودداری میکردند. ایرانیان نه توجهشان به زبان فارسی به عنوان ضدیت با اسلام یا عرب بود و نه زبان عربی را زبان بیگانه میدانستند. آنها زبان عربی را زبان اسلام میدانستند نه زبان قوم عرب، و چون اسلام را متعلق به همه میدانستند زبان عربی را نیز متعلق به خود و همه مسلمانان میدانستند.
حقیقت این است که اگر زبانهای دیگر از قبیل فارسی، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی زبان یک قوم و ملت است، زبان عربی تنها زبان یک کتاب است.
مثلًا زبان فارسی زبانی است که تعلق دارد به یک قوم و یک ملت؛ افرادی بیشمار در حیات و بقای آن سهیم بودهاند؛ هریک از آنها به تنهایی اگر نبودند، باز زبان فارسی در جهان بود. زبان فارسی زبان هیچ کس و هیچ کتاب به تنهایی نیست، نه زبان فردوسی است و نه زبان رودکی و نه نظامی و نه سعدی و نه مولوی و نه حافظ و نه هیچ کس دیگر، زبان همه است ولی زبان عربی فقط زبان یک کتاب است به نام قرآن. قرآن تنها نگهدارنده و حافظ و عامل حیات و بقای این زبان است. تمام آثاری که به این زبان به وجود آمده، در پرتو قرآن و به خاطر قرآن بوده است. علوم