مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - ادبیات
خراسان میرفت در ری درگذشت.
٧. فراء. این مرد نیز ایرانی است و قبلًا در عداد قرّاء و مفسرین او را معرفی کردیم.
٨. محمد بن قاسم انباریمعروف به ابن الانباری. اهل انبار است که مخزن غلات ساسانیان بوده است. شاگرد ابوالعباس ثعلب بوده و در حدود سال ٣٢٧ درگذشته است.
٩. ابواسحاق، ابراهیم بن محمد بن سری بن سهل، معروف به زجاج. شاگرد مبرد و ثعلب بوده است. برای امرار معاش خود در اوان تحصیل بلورتراشی میکرد و از این رو به «زجاج» معروف گشت. گویند همه روزه یک درهم به استاد خود مبرد بابت حق التعلیم از دستمزد خود میپرداخت. در حدود سال ٣١٠ درگذشته است.
١٠. ابوعلی فارسی. اهل فسای فارس و معاصر دیالمه است. در سال ٢٨٨ متولد شد و در ٣٧٧ درگذشت. برخی او را خاتم نحویین دانستهاند. در تأسیس الشیعه [١] از کتاب المصباح سلامة بن عیاض شامی نقل میکند که گفتهاند: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس» یعنی نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان یافت.
بدیهی است که در بیان بالا مبالغه به کار رفته است.
١١. عبد القاهر جرجانی، ادیب نحوی لغوی معانی بیانی معروف. بیشتر شهرت عبد القاهر در فن بلاغت یعنی معانی و بیان است. در عین حال از نحویین نیز به شمار میرود. از عبد القاهر کتابهای نفیسی در علم بلاغت در دست است که ارزش خود را هنوز هم حفظ کردهاند از قبیل اسرارالبلاغه، دلائل الاعجاز، اعجازالقرآن و غیره. وی در سال ٤٧١ یا ٤٧٤ درگذشته است.
علاوه بر این افراد که نام بردیم، گروه دیگری از اکابر نحویین، ایرانی میباشند و بهطور اشاره و مختصر نامشان را میبریم از قبیل خلف احمر در قرن دوم، و ابوحاتم سجستانی و ابن سکیت اهوازی شیعی و ابن قتیبه دینوری صاحب کتابهای نفیس ادب الکاتب، المعارف، عیون الاخبار و غیرها، و ابوحنیفه دینوری که علاوه بر جنبه ادبی مردی حکیم و ریاضی دان و مورخ بوده است، و ابوبکر بن الخیاط
[١]. ص ٥١.