مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - آیین مانوی
اساس و روح آن از خود مانی بوده و مؤسس این بنای عظیم و ریزنده پی آن، خود آن شخص عجیب بوده و رنگهای ادیان معروف دیگر عارضی و عمده برای سهولت نشر دین مانی در ممالک دیگر و بین اقوام هندی و زردشتی و عیسوی بوده است.» [١]
محتویات دین مانی هرچه بوده و خود مانی هر که بوده است، به بحث فعلی ما مربوط نیست. در فصلهای بعد که راجع به «ثنویت» و غیره بحث خواهیم کرد، لااقل قسمتی از معتقدات و آداب و شرایع مانویت را شرح خواهیم داد. آنچه به این بحث مربوط است این است که این دین مقارن ظهور اسلام چه وضعی داشته است، چقدر پیرو داشته و چگونه جاذبه و نفوذی داشته است؟ آیا در حال رشد و توسعه بوده و یا در حال انحطاط و زوال؟.
قدر مسلّم این است که این دین داعیه جهانی داشته و مانی مدعی پیغمبری بوده و خود را آخرین پیامبر و دین خود را کاملترین ادیان میخوانده است. مانویت مبلغین زبردستی در دورههای بعد داشته و توانسته است- برخلاف زردشتیگری- از مرزهای ایران بگذرد و مردم کشورهای زیادی را تحت نفوذ خود قرار دهد.
مانویت علیرغم فشارها و تضییقاتی که از ناحیه روحانیان زردشتی دید، تا ظهور اسلام باقی بود و مانویها بیش از زردشتیان در مقابل حملات مسلمین مقاومت نشان میدادند و در دوره اسلامی نیز تا چند قرن وجود داشتهاند و تدریجاً منقرض شدهاند.
ظهور مانی در اوایل عهد ساسانی بوده است. تولد مانی در بین النهرین واقع شده ولی خود او ایرانی نژاد است. مانی، زمان اردشیر سرسلسله ساسانیان را درک کرده است و ظاهراً ادعای پیغمبریاش در زمان شاهپور اول پسر اردشیر بوده است، و میگویند شاهپور تحت تأثیر دعوت مانی قرار گرفت و لحظهای مردد شد که دین مانی را به جای دین زردشت دین رسمی کشور قرار دهد اما بعد از این اندیشه پشیمان شد [٢] و گویند تا حدود قرن هفتم هجری بقایایی از مانویان بودهاند. بنابراین از طلوع تا انقراض مانویت در حدود هزار سال طول کشیده است.
[١]. همان کتاب، ص ٣٦.[٢]. تمدن ایرانی، به قلم جمعی از خاورشناسان، ص ٢٢٢.