مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - آیین مانوی
زردشتی و مسیحی و بودایی بعلاوه ابداعات و ابتکاراتی که از خود او بوده است.
آقای سیدحسن تقی زاده در دو خطابه محققانهای که در انجمن ایرانشناسی ایراد کرده میگوید:
«جمعی از محققین مایل به این عقیده شدند که عقاید قدیمی ایرانی و مخصوصاً عقیده زروانی و بعضی طریقههای غیررسمی و بدعت آمیز زردشتیان در دوره اواخر اشکانیان و اوایل ساسانیان در ترکیب و بنیان عقاید مانی سهم مهمی دارند، لکن در نتیجه تحقیقات عمیقتر معلوم شد این شباهت ظاهری است و ناشی از آن است که مانی در بیان مطالب خود اصطلاحات هر قوم و امتی را اقتباس و تعلیمات خود را به قالب معتقدات جماعتی میریخت که در میان آنها دعوت خود را نشر میکرد. بعدها به جنبه عقاید مسیحی در ترکیب مانویت بیشتر اهمیت داده شد و مخصوصاً محقق گردید که مانی از دین عیسوی بیشتر اطلاع داشت تا از ادیان و معتقدات ایرانی و هندی، ولی البته منبع اطلاعات او دین رسمی مسیحی نبود بلکه بیشتر طریقههای «گنوسی» مسیحی بوده که تحت تأثیر «هلنیزم» یعنی عقاید و فلسفه یونانی اشراقی مشرب رایج در مشرق (سوریه و بین النهرین) در دوره بعد از اسکندر که با فلسفه قدیم و اصلی یونان اختلاف داشت، آمیخته به فلسفه شرقی شده و رنگ شرقی به خود گرفته بود و از قرون بلافصل قبل از تاریخ مسیحی در آن نواحی نشو و نما کرده و به وجود آمده بود و مخصوصاً «مرقیون» و «باردیصان» که هر دو «گنوسی» و دارای عقیده «ثنوی» بودهاند.» [١]
و هم آقای تقی زاده میگوید:
«... راجع به عقاید محققین در اصل و منشأ دین مانی باید گفته شود که بر حسب تحقیق صحیح اگرچه مانی از همه مذاهب و ادیان معروف نزد او کم و بیش (مثلًا از بودایی خیلی کم و از زردشتی و زروانی قدری بیشتر و از نصرانیت باز بیشتر) و از طریقههای «گنوسی» بیش از همه (و مخصوصاً از مرقیون) افکاری اخذ نموده لکن دین او فقط ترکیب اقتباسات نبوده، بلکه
[١]. مانی و دین او، ص ٢٨ و ٢٩.