مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - کتابسوزی ایران و مصر
دانستن در عرب جاهلی که مجذوب قرآن و پیغمبر بود، تأثیری در ایجاد حس خوش بینی نسبت به کتاب و کتابت و علم و فرهنگ نداشته است؟!.
اما داستان تحقیر قریش و سایر عربان آموزگاری و معلمی را. میگویند: قریش و عرب تعلیم اطفال را خوار میشمردند و کار معلمی را پست میشمردند، بلکه اساساً سواد داشتن را ننگ میدانستند.
اولًا در خود آن بیان تصریح شده که کار معلمی به علت کمی درآمد خوار شمرده شده است، یعنی همان چیزی که امروز در ایران خودمان شاهد آن هستیم.
آموزگاران و دبیران و روحانیان جزء طبقات کم درآمد جامعهاند و احیاناً بعضی افراد به همین جهت تغییر شغل و مسؤولیت میدهند.
اگر یک آموزگار یا دبیر یا روحانی جوان به خواستگاری دختری برود و آن دختر، خواستگاری هم از کسبه و یا طبقه مقاطعه کار و بسازوبفروش هر چند بی سواد داشته باشد، خانواده دختر ترجیح میدهند که دختر خود را به آن کاسب یا مقاطعه کار بدهند تا آن آموزگار یا دبیر یا روحانی. چرا؟ آیا به علت اینکه علم و معنویت را خوار میشمرند؟ البته نه، ربطی به تحقیر علم ندارد؛ دختر به چنین طبقهای دادن قدری فداکاری میخواهد و همه آماده این فداکاری نیستند.
عجبا، میگویند به دلیل اینکه فردی از قریش کتابخوانی کودکی را تحقیر کرده پس عرب مطلقاً دشمن علم و کتابت بوده، پس به هر جا پایش رسیده کتابها را آتش زده است. این درست مثل این است که بگویند به دلیل اینکه عبید زاکانی ادیب و شاعر ایرانی گفته است:
ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم | کاندر طلب راتب یک روزه بمانی | |