فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦ - تعبیر شیخ بهایی
رنگ و شکل مسلمانی این با رنگ و شکل مسلمانی پدر و مادرش که مسلمانی را از آنها گرفته فرق کرده، حالا یا بهتر شده یا بدتر، ولی به هرحال میتواند تغییر بدهد.
پس انسان در مقابل جامعه استقلال کامل ندارد و برخلاف آنچه که اگزیها [١] میگویند همه چیز را اختیار و انتخاب نمیکند، خیلی چیزها را جامعه جبراً به او میدهد، ولی حتی در مقابل دادههای جبری جامعه اختیار دارد که اینها را از خودش طرد کند. این است که در عین حال جبر حاکم نیست، یعنی در عین اینکه افراد در مقابل جامعه مقداری از استقلال خودشان را از دست میدهند، آن طوری هم که امثال دورکهیم تعیین کردهاند نیست که فرد فقط یک ظرف خالی است، خودش چیزی نیست؛ این ظرف از هرچه پرشده همان را میتوانیم از آن بگیریم؛ اگر از آب پرشده، آب از آن بگیرید، از شیر پر شده شیر از آن بگیرید، از سکنجبین پر شده سکنجبین بگیرید، چیز دیگر نباید توقع داشته باشید. اینطور نیست. سرّش مسئله فطرت است.
هفته آینده ان شاء اللَّه یادتان باشد که حتماً از بحث فطرت شروع کنیم که این بحث جبر و اختیار و بحث استقلال فرد درست حل بشود. مسئله فطرت در اسلام زیربنای بسیاری از افکار اخلاقی و افکار اجتماعی و افکار سیاسی اسلام است.
[١] [یعنی اگزیستانسیالیست ها]