فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - ٣ آیات دیگر
حساب، باز حساب امت است، حساب ذوق اجتماعی امت است، حساب فکر اجتماعی است، حساب برداشت یک اجتماع است که برداشتهای جامعهها با همدیگر فرق میکند. یک چیز را یک جامعه خوب میداند، یک جامعه دیگر عیناً همان چیز را بد میداند. به نظر این، زشت است به نظر آن زیبا. تفکر جامعهها این قدر با همدیگر فرق میکند.
یا درباره قومی از یهود در سوره مائده آیه ٦٦ میفرماید: مِنْهُمْ امَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ. یک جمع خاصی را به عنوان یک مردم معتدل و میانه رو یاد میکند که یک گروه اینچنینی هستند، نه صحبت فرد است.
در آیه ١١٣ آل عمران میفرماید: امَّةٌ قائِمَةٌ یتْلونَ ایاتِ اللَّهِ باز سخن از امتی است که این عمل خاص را انجام میدهد نه صحبت از افراد خاصی.
آیه ٥ سوره غافر (حم سجده) میفرماید: وَ هَمَّتْ کلُّ امَّةٍ بِرَسولِهِمْ تصمیم گرفتند و آهنگ کردند هر امتی درباره پیغمبرشان که این پیغمبر را به عنف و زور بگیرند، اخذش کنند زیرا او را یک مزاحم برای خودشان تشخیص دادند (چون هر پیغمبری که میآید میخواهد تغییری در وضع موجود بدهد و اصلاحی کند با او دشمن میشوند میخواهند او را بگیرند خفهاش کنند). وَ جادَلوا بِالْباطِلِ لِیدْحِضُوا بِهِ الْحَقَ و یا مبارزه زبانی میکنند جدال میکنند به وسیله باطل، میخواهند با باطل حق را بشکنند ولی حق شکستنی نیست. فَاخَذْتُهُمْ آنها میخواهند این پیغمبر را بگیرند خدا خودِ اینها را گرفت. همه امت چنین همت میگمارند و همه امت چنین جدال میکنند، من هم همه امت را یکجا میگیرم. فَکیفَ کانَ عِقابِ.
آیه دیگر: وَ لِکلِّ امَّةٍ رَسولٌ فَاذا جاءَ رَسولُهُمْ قُضِی بَینَهُمْ بِالْقِسْطِ [١]. این آیه هم مثل همان آیات پیش است که دلالت میکند بر اینکه امت طاعت و معصیت مستقل دارد.
این بحث ما در اینجا تقریباً به پایان رسید، که از نظر قرآن جامعه کیان دارد، شخصیت دارد، طبیعت دارد، وحدت دارد، حیات دارد، اجل دارد، وجدان دارد، شعور دارد، طاعت دارد، معصیت دارد، عقاب دارد. البته در مسائلی که بعد مطرح میکنیم باز تأیید و تأکید برای این مسئله خواهد آمد. حالا باید وارد مسائل دیگری در این زمینه بشویم.
اینجا بحثی باید مطرح بشود و آن این است که لازمه اینکه ما برای جامعه شخصیت و طبیعت و قانون و سنت قائل بشویم، جبر است، چرا؟ چون لازمه اینکه ما
[١] یونس/ ٤٧.