فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - ٣ آیات دیگر
یک نوع وجود جدیدی پیدا میشود، این رابطهای که میان افراد با یکدیگر هست منتهی به یک نوع کینونت و وجود خاص برای جامعه میشود. و این نحوه وجود برای جامعه متناسب است با وجود افراد و قوای افراد و استعداد افراد و خواص افراد. بعد اینجور میگویند: پس برای جامعه سنخی از وجود پیدا میشود (نوعی از وجود پیدا میشود) مسانخ با وجود افراد. بعد میگویند (شاهد من سر این جمله است): و لهذا قرآن برای امت (یعنی جامعه) وجود قائل است و اجل قائل است (اجل یعنی عمر، پایان) و کتاب و سرنوشت قائل است (علاوه بر سرنوشت افراد) و شعور قائل است و فهم قائل است و عمل قائل است و طاعت قائل است و معصیت قائل است.
آنگاه آیاتی برای تأیید این مدعا ذکر میکنند. اول گفتند وجود و اجل قائل است. آن وجود و اجل هر دو به یکی برمیگردد، یعنی حیات قائل است و اجلی برای آن حیات. به آیه ٣٤ اعراف استدلال میکنند که «وَ لِکلِّ امَّةٍ اجَلٌ فَاذا جاءَ اجَلُهُمْ لا یسْتَأْخِرونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمونَ» هر امتی پایانی و عمری دارد. پایان عمر امت که برسد، دیگر یک ساعت نه پس میافتند و نه پیش. من اینجا در حاشیه نوشتهام که «ایضاً جلد ٨ صفحه ٥٨ و جلد ١٨ صفحه ١٩١» ولی تازگی موفق نشدم که مراجعه کنم ببینم آنجا چه آیاتی است.
آیه ٢٨ از سوره جاثیه چنین است: کلُّ امَّةٍ تُدْعی الی کتابِها هر امتی به سوی کتاب و سرنوشت خودش خوانده میشود (ظاهراً مقصود در قیامت است). این هم تعبیر خیلی عجیبی است. هر فردی به سوی کتاب عمل و سرنوشت خودش خوانده میشود و هر قومی هم به سوی سرنوشت خودش خوانده میشود. به همان نسبت که مردم در دنیا قوم قوم و ملت ملت هستند در حدی که واقعاً با یکدیگر تشابه فکری و روحی و اعتقادی دارند، در قیامت هم (چون قیامت تجسم آن چیزی است که در دنیا هست) به سوی آن سرنوشت مشترک خودشان خواهند رفت.
گفتیم که امت برای خودش شعور و فهم دارد. به آیه ١٠٨ انعام استناد کردهاند که میفرماید:
کذلِک زَینّا لِکلِّ امَّةٍ عَمَلَهُمْ. این آیه دنبال یک سلسله آیات دیگری است که در همین تفسیر المیزان بحثی راجع به جبر و اختیار به این مناسبت شده است. خداوند میگوید هر امتی را ما اینچنین عملشان را در نظر آنها زیبا جلوه دادیم. معنایش این است که هر قومی یک طرز تفکر بالخصوص دارند، یک پسند خاص دارند، یک ذوق خاص دارند که همان کار خودش به نظر خودش زیبا میآید؛ یعنی آدابی دارند، عاداتی دارند، طرز تفکری دارند، ذائقهای دارند و همان کار خودشان به نظرشان پسندیده و زیباست.