فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - ج نمود داشتن باطل
همان قلّههای شامخ را، آنهایی که از رو دیده میشوند ببیند، میگوید که هرچه هست باطل است.
مثلًا اگر ما به قرن سیزدهم هجری ایران برویم اولین کسی که چشممان به او میافتد ناصرالدین شاه یا اتابک است. زندگی او را میخوانیم. میگوییم بله، متأسفانه اینجور بوده. در صورتی که اگر همه مردم ناصرالدین شاه میبودند اصلًا ایران وجود نداشت. اگر همه مردم هارون الرشید بودند و ماهیت هارون الرشیدی میداشتند محال بود که جامعه اسلامی باقی بماند.
یک هارون الرشید را ما میبینیم. در کنار این یک هارون الرشید هزارها افراد صالح هستند. هارون الرشید یعنی مجسمه ظلم و تجاوز به حقوق دیگران، مجسمه دروغ و حقه بازی و خدعه، مجسمه شهوترانی و بیعفتی و ناپاکی. آیا اگر همان وقت ما به تمام شهرها و روستاهای کشورهای اسلامی میرفتیم و به همه خانهها پا میگذاشتیم هرچه که میدیدیم هارون الرشید میدیدیم؟ یعنی همه مردم را با روحیه هارون الرشیدی میدیدیم؟ هرچه کشاورز بود یک هارون الرشید کوچک بود که داشت کشاورزی میکرد؟ هرچه کارگر بود یک هارون الرشید بود که داشت کارگری میکرد؟ صاحب هر حرفه و فنّی و هر صنعتگری، هر نجاری، هر آهنگری، هر کشتی سازی و هر بازرگانی یک هارون الرشید بود و ما فقط شخصیتها را باید ملاک تاریخ قرار بدهیم؟ چون هارون الرشید بوده پس همه مردم هم هارون الرشیدهای کوچک و هارون الرشید در معیارهای کوچک بودند؟ همه به همدیگر دروغ میگفتند، همه به همدیگر خیانت میکردند، همه بی عفتی میکردند، همه بیتقوا بودند؟ یا واقعاً اینطور نبوده. هارون الرشید از صدقه سر آن اشخاص میتوانسته چنین باشد؛ از صداقت، امانت، درستی و حقیقت میلیونها انسان زندگی میکرده است. ده هزار نفر هم هارون الرشید بود و کس و کارهایش، ولی این امر نباید معیار این باشد که بنابراین شر بر خیر غلبه داشته و هرچه بوده شر بوده است. اگر اینچنین میبود واقعاً همه انسانها از انسانیت خود بدر رفته بودند، او به دلیل ظالم بودنش و این به دلیل مظلوم بودنش، و محال بود جامعه باقی بماند.
در منطق قرآن هر وقت جامعهای اینطور شده هلاک شده و از بین رفته است. عرض کردیم، جامعهها ممکن است بیمار باشند یعنی سلامت را در حد تعادل نداشته باشند- که ندارند- ولی فرق است میان آنکه آنقدر بیماری بر آن مسلط باشد که قهراً محکوم به مرگ است، و اینکه سلامت را به نحو کامل ندارد. جنگ حق و باطل در جامعهها برای اعاده سلامت به نحو کامل است؛ یعنی آن ظلمها، شرها، دروغها، فسادها و