فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - غلبه صلاح بر فساد در جامعه ها
لسفه تاریخ ج٤ ،ص:٢٩٤
بشر در همه جا این گونه است. در شوروی هم شما بروید همینطور است. از آن ده میلیون کمونیست آن که بگذرید (آنها هم شاید پنج میلیونشان آدمهای اغفال شده باشند) اگر سراغ آن صد و نود میلیون دیگرشان بروید یک عده انسان فطری میبینید، یعنی مسلمان فطری، مسلمان بالفطره، یعنی یک انسان سالم. اگر جامعهای این گونه که اینها میگویند باشد: در آن، ظلمت بر نور و شر بر خیر بچربد، یعنی مثلًا همین ما که اینجا نشستهایم همه به همدیگر دروغ بگوییم، هیچ کدام به دیگری راست نگوییم، همه حرفهای من دروغ باشد همه حرفهای شما هم دروغ باشد؛ همه به یکدیگر خیانت کنیم، من به شما و شما به من؛ یک نفرمان تقوا نداشته باشیم، یک نفرمان حقیقت نداشته باشیم، یک نفرمان ایمان نداشته باشیم، تمام جامعه یکسره این گونه باشد؛ یک اقلیت ناچیزی صالح باشند و باقی مردم شر مطلق باشند، محال است که اصلًا این جامعه سر پای خودش بایستد.
این گونه جامعهها بیمارند. جامعه بیمار با جامعهای که شر در مجموع در آن غلبه دارد متفاوت است. عرض کردم، شما آن قلّههای شامخ را در نظر نگیرید، آنها مقیاس جامعه نیستند. اگر انسان جامعه را در مجموع خود در نظر بگیرد، جامعه درست مثل یک فرد است، یک ترکیب است و در ترکیبها حکما میگویند حالتی که حیات را حفظ میکند بین دو حد است، یعنی مزاج (به تعبیر آنها) نوسان دارد. مثلًا انسان باید فشار خونی میان دو حد داشته باشد، اگر از یک حد کمتر باشد میمیرد، از یک حد بیشتر هم باشد میمیرد. در این درجات وسط نوسان پیدا میکند. یک حد تعادل دارد. مثلًا میگویند اگر فشار خون کسی ١٢ یا ١٣ باشد عالی است. اگر ١٨ باشد به او میگویند فشار خونت بالاست، حالت خوب نیست. ٨ هم باشد میگویند فشار خونت پایین است.
ولی نه به فشار خون ٨ انسان میمیرد نه به ١٨. انسان کوشش میکند که مزاج را در آن حد تعادل نگاه دارد. همچنین اوره از یک حدی کمتر باشد خوب نیست، بیشتر هم باشد خوب نیست.
سلولهای سفید یا قرمز از یک حد کمتر نباید باشد، بیشتر هم نباید باشد. همینطور قند خون.
جامعه هم این گونه است. اموری که قرآن اینها را حق و واقعیت میگوید، اگر در جامعهای از یک حد کمتر باشد آن جامعه میمیرد. البته حق، دیگر حد افراط ندارد. همینطور که ارسطو گفته حق آن حالت حد وسط است، چنانکه میگویند اخلاق خوب اخلاق معتدل است. افراطش باطل است، تفریطش هم باطل است. اگر جامعهای باقی باشد معلوم میشود در میان این دو باطل، در میان افراط و تفریط نوسان دارد. حالا اگر در آن