فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - گروههای چهارگانه در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام
خودش تنگ نظری و تکفیر و تفسیق میآورد و اینکه غیر از خودش و گروه خودش همه مردم را دشمنان خدا بداند، همه را معذّب بداند، همه را گمراه بداند، که این جریان همیشه در طول تاریخ هست. در عین حال باز باید فکر بیشتری کرد.
وقتی من کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام را مینوشتم میخواستم که بحث بیشتری روی این موضوع بکنم که نکردم ولی حالا قصد دارم همان را کمی تفصیل بدهم.
- از نظر لغت، قاسطین و مارقین و ناکثین چگونه است؟
استاد: نکث- عرض کردم- به معنای نقض عهد و بیعت است.
قسط از کلماتِ اضداد است. یک معنای قِسط عدل است. معنای دیگر آن انحراف از عدل است که در قرآن هست: وَ امَّا الْقاسِطونَ فَکانوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً [١]. ما از این لغات اضداد در زبان عربی داریم.
مارقین، «مَرْق» خروج است و گویا خروجِ به سرعت و شدت و تندی است؛ چنانکه تیری از کمان یکدفعه خارج بشود. اینها را از آن جهت مارقین میگویند که به علت همان جهالتشان از یکطرف و تعصبشان از طرف دیگر به سرعت از دین خارج شدند. گاهی افرادی تدریجاً و قدم به قدم رابطهشان قطع میشود. و گاهی افرادی در یک جریان حادّ و تند یکمرتبه خارج میشوند. اینها این گونه بودند. اینها که تا دیروز شیعه علی علیه السلام بودند و در رکاب علی میجنگیدند، بعد سر جریان فریبکارانه قرآن سرِ نیزه کردن که انتظار نداشتند [امیرالمؤمنین دستور ادامه جنگ بدهد یکمرتبه از دین خارج شدند.] [١]
[١] جن/ ١٥.
(٢) [چند ثانیهای از آخر بیانات استاد ضبط نشده است.]