فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧ - معنی کافر
فلسفۀ تاریخ، ج ٤، ص:٢٦٧
الصَّمّاءِ فِی اللَّیلَةِ الظَّلْماءِ [١]. یعنی پیدایش شرک روی دلها مخفیتر است از حرکت مورچه سیاه در شب تاریک روی سنگ سخت. چقدر بیعلامت است؟! چون بحث ما روی شرک تاریخی است، لزومی ندارد روی اقسام شرک بحث کنیم.
معنی کافر
لغت دیگر در قرآن لغت «کافر» است. آیا لغت کافر مرادف با مشرک است؟ مسلّم مرادف با مشرک در اصطلاح قرآن نیست چون شامل اهل کتاب هم میشود و قرآن اهل کتاب را مشرک از نظر تاریخی نمینامد ولی کافر مینامد. و بلکه حتی اعم از مشرک و اهل کتاب است، یعنی افرادی که نه مذهب شرک و نه مذهب اهل کتاب را دارند ولی مذهب اسلام را هم ندارند، اینها کافرند؛ اگرچه اینها همیشه در اقلیت بودهاند چون مذهب یک امر فطری است و در طول تاریخ همیشه مذهب به شکلی وجود داشته. افراد و گروههایی بودهاند که اساساً هیچ مذهبی نداشتهاند و یا اگر هم به یک معنا یک پرستشی داشتهاند [مذهب شمرده نمیشود چون] رکن دین و مذهب در قرآن اعتقاد به مبدأ و معاد هر دو است و الّا اعتقاد به مبدأ، مذهب و دین نیست، یک نوع اعتقاد به معاد هم باید در آن باشد. افرادی بودند که میگفتند: ما هِی الّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَموتُ وَنَحْیا وَ ما یهْلِکنا الّا الدَّهْرُ [١]. طبیعی مسلک صرف بودند. میگفتند جز زندگی دنیا هیچ چیز دیگری در کار نیست، یعنی آخرتی در کار نیست. دستی هم که مؤثر در کار عالم است و ما را میآورد و میبرد دست روزگار است، یعنی دست «ماورایی» در کار نیست. قرآن اینها را کافر مینامد و حال آنکه این، مذهب نیست، بی مذهبی مطلق است.
اصلًا کلمه «کفر» چه کلمهای است؟ معنی کلمه «کفر» همان سَتْر و پوشش است. کافر را از این جهت کافر میگویند که در واقع میخواهد روی چیزی را بپوشد و آن را طرد کند. شاید اینطور تصور شود که کفر در هر جای قرآن که آمده همان مفهوم پوششِ اولیه را دارد، در صورتی که این گونه نیست، مفهوم خاصی که قرآن از کفر دارد همان طرد و انکار است یعنی موضع مخالف گرفتن، نه فقط قبول نکردن. صِرف قبول نکردن نیست، بلکه قبول نکردن و موضع مخالف و ضد گرفتن و مبارزه کردن.
[١] بحارالانوار، ج ٧٢، باب ٩٨/ ص ٩٦، با اندکی اختلاف.[٢] جاثیه/ ٢٤.