فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - شکستن حریم توحید
مقابل مجسمه او نیایش کنید. مردم نزد این مجسمه میرفتند ولی نمیخواستند آن را پرستش کنند، به حساب خودشان به این وسیله با روح او ارتباط برقرار میکردند. ولی به تدریج مسئله روح او و مسائل دیگر فراموش شد، خود این شیء برای اینها موضوعیت پیدا کرد. کم کم که این کار برای آنها عادت شد و به این عادت انس گرفتند، آمدند برای آن فلسفههایی تراشیدند که بله، آن خدای آسمان که خیلی بزرگ است، ما کجا که بخواهیم با او ارتباط پیدا کنیم، ما باید با اینها ارتباط پیدا کنیم تا اینها واسطه ما با او باشند، و الّا حد ما کوچکتر از این است که با او ارتباط پیدا کنیم. پس مخلوطی از جهالت و اغفال و وسوسه و نادانی و عادت و امثال اینهاست که به صورت یک شرک در میان مردم پیدا میشود.
شکستن حریم توحید
واقعاً هم همینطور است. مثلًا برخی عقاید که همین توده مردم خود ما در مسائل مذهبی پیدا میکنند هیچ ریشه اقتصادی و امثال اینها ندارد، فقط ریشهای در جهالت مردم دارد. فرض کنید جانماز درست میکند، فکر میکند که این جانماز را قشنگتر کند، عکس یک گنبد و بارگاهی روی آن، همان جا که میخواهند سجده کنند میکشد. یا روی مُهری که مردم میخواهند سجده کنند میآید عکس گنبد و بارگاه میکشد یا «اللَّه، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین» مینویسد، یعنی حریمهایی را که خود اسلام برای توحید قائل شده برای اینکه مردم نلغزند حفظ نمیکنند.
خود این شرک نیست اما حریم توحید را شکستن است. چرا اسلام میگوید که وقتی میخواهی به نماز بایستی اگر چراغ یا آتشی جلویت باشد این امر مکروه است؟ چراغ یا آتش جلو من باشد یا نباشد [چه تأثیری دارد؟] میگوید برای اینکه وقتی چراغ یا آتش جلویت است عمل تو اندکی شباهت پیدا میکند به عمل کسی که دارد آتش را تقدیس میکند. برای اینکه آن حریم محفوظ بماند، همین صورت ظاهر- که تو در مخیلهات هم تقدیس آتش خطور نمیکند- مکروه است و بهتر است نباشد. یا اگر انسانی در قبله تو نشسته است مکروه است که آنطور نماز بخوانی. اگر عکسی مقابل روی تو هست، روی آن را بپوشان. اینها مسائلی است که خودش فی حد ذاته شرک نیست ولی حریم توحید را میشکند. توحید یک مقدار حریم دارد. وقتی که حریم توحید شکسته شود کم کم مردم ندانسته وارد خود شرک میشوند. به تدریج [به آن شیء] اصالت میدهند. وقتی مدتی گذشت و عکسی در قبله بود، میگویند حالا که