فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - آیات استکبار
قرآن کلمه «فِی الْارْضِ» دنبالش میآید: تَسْتَکبِرونَ فِی الْارْضِ [٢] در زمین بزرگ فروشی میکنند، میخواهند خودشان را در زمین بزرگ بنمایانند و بزرگتر بر دیگران، که همان معنای استعلاء در زمین را دارد. این میشود استکبار عملی که مرادف میشود با استضعاف. یک استکبار اخلاقی هم ما در قرآن داریم. استکبار اخلاقی این است که انسان در مقابل حقیقت روحاً خاضع نشود. این تکبرِ در مقابل خداست، تکبرِ بر مردم نیست. نمیخواهد زیر بار حقیقت برود. ممکن است خودش یک آدم مستضعفی هم باشد ولی در عین حال در این جهت مستکبر است. به این معناست که خدا شیطان را مستکبر مینامد. شیطان که نه در گروه انسانها در طبقه استثمارگرهاست و نه اینکه بگوییم گروه جنها را دو طبقه کرده و خودش در آن طبقه است.
استکبار کرد از اینکه سجود کند و امر خدا را اطاعت نماید. در قرآن آنجا که «اسْتَکبَروا عَنْها» آمده (با کلمه «عَنْ» ذکر شده) و آنجا که اسْتَکبَروا «فی» آمده (اسْتَکبَروا فِی الْارْضِ) دو معنا دارد.
استکبار فی الارض همان استکبار عملی است که استضعاف را میفهماند. استکبار مطلق (اگر چیزی ذکر نشود) یا اگر با کلمه «عَنْها» مثلًا ذکر بشود غالباً آن مفهوم اخلاقی را دارد. (این را من به صورت کلی نمیگویم؛ آیاتش را میخوانیم، باز هم بررسی میکنیم). و قرآن اصلًا برای امر روحی و معنوی اصالت قائل است، نمیگوید که حتماً آن کسی که در مقابل آیات ما تکبر میورزد به دلیل این است که در اجتماع مستکبر است. از نظر قرآن عکس قضیه ممکن است باشد: به دلیلاینکه روحاً در مقابل حقیقت جحود میورزد و استکبار میکند، در خارج هم استکبار میکند.
آیات استکبار
حالا آیاتی را که در آن استکبار هست میخوانم. در سوره اعراف، آیه ٤٠: انَّ الَّذینَ کذَّبوا بِایاتِنا وَ اسْتَکبَروا عَنْها لاتُفَتَّحُ لَهُمْ ابْوابُ السَّماءِ «آنان که آیات ما را دروغ میپندارند، تکذیب میکنند و تکبر میورزند از آیات ما ...» ظاهراً هیچ شک ندارد که این [آیه] مفهوم اخلاقی دارد و مفهوم اجتماعی ندارد یعنی نمیخواهد یک طبقه مستکبر را ذکر کند که عملًا در مقابل طبقه مستضعف [قرار دارند، بلکه از] مردمی که در مقابل حقیقت خضوع ندارند [سخن میگوید.] اینجا فقط «مستکبر» هست و «مستکبر فی الارض» هم نیست،
(١) احقاف/ ٢٠.