روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٥ - ترجمه
است،و عذر آنكس كه صرف كرد آن است كه براى سر آيت كرد تا ملايم اسجاع آيات ديگر باشد.
و قوله: قَدَّرُوهٰا تَقْدِيراً ،آن را مقدّر كرده باشند.مفسّران گفتند:بر قدر شرب صاحبش چندان كه ريّ و سير آبى او را كفايت بود.
ربيع و قرظى گفتند:به مقدار آنكه در كفّى گنجد.
قرائت عامّۀ قرّاء«قدّروها»است بر فعل مستقيم،و شعبي در شاذّ خواند:
«قدّروها»على الفعل المجهول،و اين قرائت مضطرب است و [١]بر عربيّت راست نيست براى آنكه كأس مقدّر است نه اصحاب [٢]كأس.بعضى دگر گفتند:
مراد آن است كه ايشان[٣٦-ر]با خويشتن انديشه كنند،مقدار آن تقدير كه ايشان انديشه كرده باشند بيايد،نه زيادت نه نقصان.
وَ يُسْقَوْنَ فِيهٰا كَأْساً ،به ايشان دهند ازآنجا كأسى كه مزاج آن زنجبيل باشد.گفتند:زنجبيل براى آن گفت كه نشاطآور باشد.بعضى دگر گفتند:عرب زنجبيل دوست دارد و آن را پسنديده دارد،قال الشّاعر:
كأنّ جنيّا من الزنجبي
ل بات بفيها و أريا مشورا
گفتند:نام چشمهاى است در بهشت كه او را [٣]طعم زنجبيل يابند.قتاده گفت:زنجبيل شراب مقرّبان باشد،و بعضى دگر گفتند:مقرّبان را خالص دهند و ديگران را ممزوج.
عَيْناً فِيهٰا تُسَمّٰى سَلْسَبِيلاً ،چشمهاى [٤]در آنجا كه آن را سلسبيل خوانند.
قتاده گفت:معنى«سلسبيل»سلس سهل باشد،منقاد بود ايشان را تا آنجا برند كه خواهند. [٥]مجاهد گفت:روندهاى تيزرو باشد.يمان گفت:خوشطعم باشد يقول العرب:شراب سلسل و سلسال و سلسبيل إذا كان سائغا سهل الجرى
[١] .آد،كا،گا:براى آنكه.
[٢] .آد،كا،گا:صاحب.
[٣] .آد،گا:كه از او.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:چشمهاى است.
[٥] .كا،آد،گا:تا آنجا كه خواهند مىبرند.