روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٧ - ترجمه
عٰالِيَهُمْ ثِيٰابُ سُندُسٍ خُضْرٌ ،أبو جعفر و حمزه و نافع،و در شاذّ قتاده و مجاهد و ابن سيرين و عون العقيلىّ و ابن محيصن و أعمش و ايوب خواندند:
«عاليهم»به سكون«يا»،أى يعلوهم،و معنى آنكه پوشيده باشد [١]جامههاى [٢]سندس سبز،چنان كه گويند:فلانا [٣]عليه ثياب كذا يعلوها افضل منه،و دگر قرّاء خواندند:«عاليهم» [٤]أى فوقهم،و نصب او بر ظرف بود.و نافع خواند و حفص عن عاصم:«خضر و استبرق»مرفوع بر آنكه«خضر»صفت«ثياب»باشد و «استبرق»عطف باشد بر او.
ابن عامر و ابو عمرو خواندند:«خضر»به رفع و«استبرق»به جرّ،و باقى قرّاء هر دو مجرور خواندند.گفت:لباس ايشان[٣٧-ر]جامههاى [٥]سندس باشد،و آن ديباى تنك گرانمايه باشد.آنگه گفت:به لون سبز باشد [٦].
و نيز جامههاى استبرق و آن ديباى ثخين باشد و ستبر.و گفتند:معرّب است ستبرگ [٧]. وَ حُلُّوا أَسٰاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ ،و به حلى ايشان كنند دستبرنجنهايى [٨]از سيم.
امّا سؤال طاعنان كه:چرا حلىّ از سيم باشد از زرّ نباشد؟جواب آن است كه گوييم:فضل زر بر سيم اين جا به عرف است نه به عقل و به شرع.
روا بود كه آنجا سيم گرانمايهتر باشد از زرّ،و روا بود كه شهوت به سيم بيشتر باشد ازآنكه به زرّ،و روا بود كه سيم نكوتر باشد آنجا از زرّ.
و«أساور»جمع أسوره باشد،و أسوره جمع«سوار»جمع جمع است.
وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ ،آب دهد ايشان را خداى ايشان.و براى آن اضافت با او
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:باشند،كه.با ظاهر عبارت سازگارتر مىنمايد.
[٢] .كا:جومهاى.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:رأيت فلانا و.
[٤] .آج،آد،گا+به فتح يا.
[٥] .اساس:جامها/جامهها.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها+و استبرق.
[٧] .آج:سبزرنگ،كا،آد،گا:ستبرگ.
[٨] .آج:دستورنجهايى،كا:دستافرنجهايى،آد،گا:دستاورنجها.