روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - ترجمه
بلا به او نزديك باشد.و اصل كلمت از«ولى»بود و آن قرب باشد،قال اللّه تعالى: قٰاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّٰارِ [١]،يقال [٢]:هذا ثمّ الّذي يليه،أى يقرب منه.قال الشّاعر:
فصالوا صولهم فيمن يليهم
وصلنا صولنا فيمن يلينا
و گفتهاند:اين كلمت تحذير است،يعنى و ليك شرّ فاحذره،شرّى به تو نزديك شد،از او حذر كن.بعضى دگر از علما گفتند:كلمت از مقلوب است، و التقدير:أويل،أى أحقّ بالويل،و مثله قوله:ما اطيبه و ايطبه[٢٦-ر]،و قولهم:عاقني كذا و عقاني،و جذب و جبذ،و أيّم و أيامى و الاصل أيايم، و قوس و قسى،و اصله قئوس.
گفت [٣]معنى آيت آن است كه ابو جهل را گويند:واى بر تو آن روز كه زنده بودى!و واى بر تو آن روز كه بميرى!و واى بر تو آن روز كه تو را زنده كنند!قتاده روايت كرد كه:چون اين آيت آمد،رسول-عليه السلام-در بطحاء مكّه گريبان ابو جهل بگرفت و او را گفت: أَوْلىٰ لَكَ فَأَوْلىٰ ابو جهل گفت:يا محمّد!مرا تهديد مىكنى؟به خداى كه تو و خدايت به من هيچ نتوانى كردن [٤]كه من عزيزتر اهل مكّهام.
چون روز بدر بود و قريش به كالزار [٥]آمدند،قوّت خود ديدند و ضعف رسول.هيچ شك نكردند كه دست ايشان را باشد.ابو جهل رسول را گفت:پس از امروز خداى را نپرستى.خداى تعالى او را بيفگند بتر فگندى تا پسران عفراء بيفگندند او را،و عبد اللّه مسعود تمام بكشتش.
در خبر است كه:عبد اللّه مسعود پيرى [٦]بود ضعيف كالزار [٧]نمىتوانست
[١] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٢٣.
[٢] .آج:و يقال.
[٣] .آج،گا:گفتند.
[٤] .آج،كا،آد:نتوانيد كردن.
[٥] .آج،كا،گا:كارزار.
[٦] .آج:مردى.
[٧] .آج،كا،گا:كارزار.