روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٤ - ترجمه
كردن،بر كشتگان مىگرديد و اگر كسى رمقى داشت او را تمام مىكشت،گفت:
برسيدم [١]ابو جهل را ديدم خويشتن [٢]در ميان كشتگان پنهان كرده.چون او را بديدم از ميان كشتگانش بيرون كشيدم و پاى بر [٣]نهادم و بر پشت او شدم.به من برنگريد،گفت:يا رويعى الغنم لقد ارتقيت مرتقى صعبا،اى شبانك گوسپندان بر بالاى بلند شدهاى!گفتم:اى ملعون هم تكبّر كنى در اين جاى؟آنگه گفت:
دانم كه مرا بخواهى كشتن.گفتم:بلى.گفت:سه وصيّت مىكنم تو را.گفتم:
بگو.گفت:محمّد را بگو كه من در جهان از تو دشمنتر كسى را نداشتم [٢٦-پ]،و مرا به شمشير من بكش كه شمشير تو كند است،و سر من كه ببرى از سينه ببر تا چون پيش محمّد برى از او بشكوهد.
گفتم:امّا حديث دشمنى تو محمّد را،خدا تو را از آن دشمنتر دارد.و امّا كشتن تو به تيغ تو،و اللّه كه جز به تيغ خود نكشم تو را بر رغم تو.و امّا سر بريدنت،جز در زنخ نبرّم تا هركدام [٤]حقيرتر باشد.
گفت:آنگه سرش ببريدم و خواستم تا برگيرم.قوّت نداشتم،رسنى در او بستم و بر زمين مىكشيدم تا پيش رسول بردم.رسول-عليه السلام-مرا بشارت داد و خداى را شكر كرد.
و در خبر است كه ابو جهل گفت:اگر بدانستمى كه محمّد پيغامبر است هم ايمان نياوردمى به او براى آنكه استنكاف آمدى مرا ازآنكه متابعت كردمى غلامى قرشى را.
و در خبر است كه رسول-عليه السلام-گفت:هر امّتى را فرعونى بوده است،و فرعون اين امّت ابو جهل است.
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً ،گفت:آدمى مىپندارد كه او را مهمل
[١] .آد،گا+و.
[٢] .آج،آد،گا+را.
[٣] .آج+او.
[٤] .كا:هرچه.