روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
خواند آن را كه در اجتناب او رفعت و شرف حاصل شود.و جواب سهام[از] [١]اين آن است كه:براى اشتراك ايشان در آنكه طريقند [٢]و اگرچه متبايناند از يك وجه بر عادت عرب كه ايشان دو اسم را به يك نام بيارند و ضمّ كنند با هم و به لفظ تثنيه بگويند چون مشترك باشند در بعضى صفات،كالقمرين للشمس و القمر، و المعرين لابي بكر و عمر،و الحسنين للحسن و الحسين و الجديدين و العصرين و البردين و غير ذلك.
فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ،در او چند قول گفتند:يكى آنكه مراد نفى است،أى لم يقتحم عقبة،بازنگذاشت.اگر گويند:نه عرب اين لفظ استعمال نكند مگر به تكرير «لا»نحو قوله: فَلاٰ صَدَّقَ وَ لاٰ صَلّٰى [٣]،و قولهم:لا جئتني و لا زرتني،قال الحطيئة:
و ان كانت النعماء فيهم جزوا بها
و ان انعموا لا كدروها و لا كدوا
جواب آن است [٤]اگرچه در ظاهر كلام اين تكرار نيست در معنى هست كه عقبه در آيت مفسر است[به] [٥]چند چيز من قوله: فَكُّ رَقَبَةٍ ،فكأنه قال:و لا فك رقبة و لا اطعم مسكينا،و گفتند:اين اضمار«لا»در آنجاست كه گفت: ثُمَّ كٰانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا [٦]،و التقدير:و لا كان من الذين آمنوا.و قول اوّل قريبتر [٧]است براى آنكه در اين قول بايد گفتن«ثمّ»به معنى«واو»است و آنگه«لا» اضمار بايد كردن.
وجهى ديگر گفتند:كلام معنى دعاست،چنان كه:لا أصلحه اللّه،و لا جعل فيه البركة،يعنى بازمگذاراد عقبه.و وجهى دگر آن است كه:كلام متضمن معنى استفهام است،و التقدير:فهلاّ اقتحم العقبة،چرا اين عقبه بازنگذاشت ؟و اين[كه] [٨]گفت: أَهْلَكْتُ مٰالاً لُبَداً ،اين مال كه در دشمنى رسول و اطفاء نور او و
[٢] [١] .آج:در طريقند،كا،آد،گا:در يك طريقند.
[٣] .سورۀ قيامت(٧١)آيۀ ٣١.
[٨] [٥] [٤] .آج و ديگر نسخه بدلها+كه.
[٦] .سورۀ بلد(٩٠)آيۀ ١٧.
[٧] .اساس:مرتّبتر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.