روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٥ - ترجمه
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ،آنگه او را ياد داد نعمتهايى كه با او كرد و بر او شمرد آنچه او را فراموش بود،گفت:نه ما او را دو چشم داديم و زبان داديم،و دو لب.
قتاده گفت:نعمتهاى خدا بر ما متظاهر است،خداى ما را برآن تقرير مىكند تا شكر او[١٢٨-ر]كنيم.ابو حازم روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت،خداى تعالى گفت:در بعضى كتب:يا بن آدم!اگر زبانت با تو منازعت كند در آنچه با تو حرام كردهام،در پيش او دو طبقه نهادم،يعنى دو لب تا اطباق كنى و فراهم آرى.و اگر چشم با تو منازعت كند در آنچه بر تو حرام كردهام،در پيش او دو طبقه كردم از جفن و كفله او تا اطباق كنى.و اگر فرج با تو منازعت كند در محرّمات،در پيش او دو طبقه كردم از پايهاى تو تا اطباق كنى بر او.
وَ هَدَيْنٰاهُ النَّجْدَيْنِ ،و هدايت كرديم او را به دو طريق.بيشتر مفسّران برآنند كه مراد به دو طريق،ره خير و شرّ است.و اين قول روايت كردهاند از رسول عليه السلام-و از اميرالمؤمنين على،و رسول-عليه السلام-گفت:
إنما هما نجدان نجد الخير و نجد الشر فما يجعل نجد الشر احب اليكم من نجد الخير ،گفت:آن دو طريق است،طريق خير و طريق شرّ،چيست آنكه راه شرّ به نزديك شما دوست [١]كرده است از راه خير.و محمّد بن كعب گفت از عبد اللّه عبّاس و سعيد مسيّب و ضحّاك گفتند:مراد به«نجدين»پستانهاى مادر است كه كودك را در طفوليّت به او هدايت كرد.و«نجد»در لغت ره بلند باشد من قول الشّاعر:
غداة غدوا فسالك بطن نخلة
و آخر منهم جازع نجد كبكب
اگر سؤال كنند بر قول اوّل و گويند:چرا طريق شرّ بلند خواند،و در شرّ علوّ و ارتفاع نباشد،گوييم:ممتنع نباشد كه آن را«نجد»خواند براى ظهورش كه خداى تعالى پيدا كرده است و اعلام كرده و به دليل پيدا كرده تا مكلّفان اجتناب كنند،پس به ظهور به مثابت بلندى است.و روا بود كه براى آن«نجد»[١٢٨-پ]
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آج،كا افزوده شد.