روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
وَ جٰاءَ رَبُّكَ ،أى أمره و حكمه و قضاءه،على حذف المضاف و اقامة المضاف إليه مقامه،براى دلالت عقل كه برخاسته است تو را بر آنكه خداى تعالى جسم نيست كه حركت و انتقال بر او روا باشد از جايى به جايى، چه اجسام محدث است و او قديم است-تعالى علوّا كبيرا. وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ، و فريشتگان مىآيند صف از پس صف.
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ [١٢٢-پ] بِجَهَنَّمَ ،آن روز دوزخ را بيارند.ابو سعيد خدرىّ گفت:چون اين آيت آمد،رسول را-عليه السلام-لون بگرديد و به غايت متغيّر شد چنان كه بر او ظاهر شد و صحابه بدانستند و كس زهره نداشت تا رسول را از آن حال بپرسد.نزديك اميرالمؤمنين على آمدند و گفتند:يا أبا الحسن كارى فتاده است كه رسول-عليه السلام-از آن دلتنگ شد و متغيّر اللون،و ما را انبساط آن نيست كه بپرسيم از او.بيا تا بپرسى تا چه افتاده است.
اميرالمؤمنين بيامد و رسول نشسته بود،از پس پشت او در آمد و او را در بر گرفت و بوسهاى بر ميان دو كتف رسول داد و گفت:يا رسول اللّه!تن و جان من فداى تو باد!چرا متغيّر شدهاى،و چه افتاد كه از آن دلتنگ شدى؟گفت:
جبريل آمد و آياتى آورد بر من سخت،آنگه اين آيت برخواند: كَلاّٰ إِذٰا دُكَّتِ الْأَرْضُ ،إلى قوله: وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ .اميرالمؤمنين [١]گفت:يا رسول اللّه:دوزخ را چگونه آرند؟گفت:دوزخ[را] [٢]هفتاد هزار فريشته به هفتاد هزار زمام به عرصۀ قيامت آرند.و دگر خبر چنان است كه:جمرهاى از جمرات دوزخ به هفتاد هزار زمام به عرصات آرند.آنگه گفت:يك شرر از او پديد آيد كه اگر آن فريشتگان دفع نكنند جمله اهل جمع بسوزند.آنگه خازنان گويند:يا رسول اللّه بشارت باد تو را كه خداى تعالى گوشت و پوست تو بر آتش حرام كرده است.عند آن حال هركسى
[١] .آج:اميرالمؤمنين على.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.