روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
قوله: أَ فَلاٰ يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ،مفسّران گفتند:چون خداى تعالى وصف بهشت بگفت،مشركان را عجب آمد و دروغ داشتند.خداى گفت:
اگر شما را اين عجب مىآيد از خلقت بهشت،در شتر نمىنگرى [١]كه من چگونه آفريدم.و گفتند:در جملۀ صفت بهشت رسول-عليه السلام-گفت:در بهشت سريرها باشد به غايت بلندى
مسيرة مائة [٢]سنة و أقلّ و اكثر ،طول [٣]آن صدساله راه كمتر و بيشتر.مشركان گفتند:پس چگونه بر او شوند؟رسول-عليه السلام- گفت:سر فرود آرد تا مؤمنان پاى بر او نهند.ايشان را عجب آمد و دروغ داشتند، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت: أَ فَلاٰ يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ ،نگاه نمىكنى [٤]در اين شتر كه او را چگونه آفريدهاند به بالا تمام،آنگه چون خواهند تا بر او نشينند، گردن فرود آرد و تمكين كند،و اين قول قتاده است.
و علما در تخصيص شتر چند قول گفتند:مقاتل گفت:براى آنكه عرب از شتر بزرگتر هيچ خلق نديده بودند و در ولايت ايشان پيل نبود.كلبى گفت:براى آنكه شتر باشد كه با بار برخيزد پس ازآنكه فروخفته باشد،و هيچ چهارپاى نباشد كه سايق او[از] [٥]پيش او بود.حسن بصرى را گفتند:خلق پيل عجبتر است و عظيمتر،چرا ذكر شتر كرد؟گفت:اگرچه چنين است او شكل خوك دارد و گوشتش بنشايد خوردن و به شيرش انتفاع نباشد،و شتر عزيزتر مالى باشد عرب را و نفيستر چيزى.دگر آنكه او گياه خورد و استخوان خرما و شير دهد.و گفتند:براى[١١٠-ر]آنكه [٦]به وقت بار بار گران بردارد،و به وقت انقياد منقاد كودكى خرد شود تا چنان كه خواهد مىگرداند او را،چنان كه شاعر گفت:
[١] .آج:مىنگريد،كا،آد،گا:نگريد.
[٢] .آج:عام.
[٣] .كا،آد،گا:طولا.
[٤] .آج:نمىكنيد،كا،آد،گا:نگه نمىكنند.
[٥] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آج+با بار برخيزد.