روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت:ضريع چيزى باشد در دوزخ با تيه ماند [١]از صبر تلختر باشد و از مردار گندهتر و از آتش گرمتر باشد.
عمرو عبيد گفت:حسن بصرى در ضريع چيزى نگفت الّا آنكه نوعى است از عذاب كه خداى براى اهل دوزخ نهاده باشد.ابن كيسان گفت:طعامى باشد كه عذر آن ضريع و ذليل شوند و در خداى تضرّع كنند،بر اين تأويل فعيل به معنى مفعول باشد.
ابو الدّرداء گفت:خداى تعالى روز قيامت روز اهل بهشت نيكو كند چون فعلشان،و روى اهل دوزخ زشت كند همچون عملشان.آنگه گرسنگى بر اهل دوزخ مسلط كند تا چنان شوند كه آن عذاب كه در او باشد بر ايشان آسان شود استغاثت كنند و فرياد خواهند.پس از ساليان بسيار ايشان را ضريع آرند از آن استغاثت كنند،ايشان را طعام ذا غصّه آرند كه در گلو ايشان بماند هزار سال فرياد مىخواهند،ياد آيد ايشان را كه در دنيا غصّه فروبردندى،آب خواهند [١٠٩-ر]هزار سال همچنين فرياد مىخواهند.آنگه ايشان را از اين چشمۀ آنيه شربتى دهند كه روى ايشان از آن بريان شود،و ذلك قوله: يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرٰابُ وَ سٰاءَتْ مُرْتَفَقاً [٢]،چون به شكم ايشان رسد،احشا و امعا را پاره پاره كند، و ذلك قوله: وَ سُقُوا مٰاءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعٰاءَهُمْ [٣].
مفسّران گفتند:چون اين آيت آمد،مشركان گفتند:امّا شتران ما به خوردن ضريع فربه شوند،خداى تعالى آيت فرستاد و گفت: لاٰ يُسْمِنُ وَ لاٰ يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ، گفت:فربه نكند خورندۀش [٤]را و بنگزيراند از گرسنگى.و دروغ گفتند كه اين شوك شتر چندان خورد [٥]تا تر باشد،چون خشك شد هيچ گرد آن نگردد.
[١] .كا،آد،گا:دوزخ كه با خار ماند.
[٢] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢٩.
[٣] .سورۀ محمّد(٤٧)آيۀ ١٥.
[٤] .آج:خوردنش.
[٥] .كا،آد،گا:كه شتران اين خار را آنگه خورند.