روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ،پس بميرانيد او را[٦٦-پ]و او را گور پديد كرد،يقال:
قبره إذا دفنه،و أقبره إذا جعل له قبرا،تقول العرب:بترت ذنب البعير و أبتره اللّه و عضب اذنه و أعضبه اللّه،يعنى آنچه فعل ما است از بناى فعل گويند،و آنچه فعل خداست به اين معنى از بناى أفعل،و بر اين وجه معنى يكى باشد.فرّاء گفت:جعله مقبورا،يعنى او را گورى پديد كرد تا دفن كنند او را و بر روى زمين رها نكرد او را تا سباع و دده [١]نخورند [٢]،يا بر عادت گبران كه در نواويس افگنند.
پس گور از جملۀ كرامت مسلمانان است.ابو عبيده گفت:أقبره،يعنى امر بقبره و دفنه،بفرمود و واجب كرد بر مكلّفان كه دفنش كنند.و گفتند:چون عمر بن هبيره،صالح بن عبد الرحمن را بكشت،بنو تميم بيامدند و گفتند:أقبرنا صالحا، يعنى مرنا و ائذن لنا في دفنه [٣].
ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ ،آنگه كه خواهد زنده كند او را پس از مرگ.
كَلاّٰ ،حسن گفت:معناه حقّا،و ديگران گفتند:كلمت ردع و زجر است كافران را كه منكرند بعث و نشور را. لَمّٰا يَقْضِ مٰا أَمَرَهُ ،بنهگذارد اين كافر آنچه خداى فرمود او را،و ادا نكرد فرايضى كه خداى بر او واجب كرد.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ إِلىٰ طَعٰامِهِ ،بگو اين آدمى را تا احوال طعام خود نگرد كه من روزى او را ازچه ساختم و چه سببها كردم [٤]تا روزى به او رسيد.مجاهد گفت:إلى مدخله و مخرجه،كه چگونه [٥]مىرود و چگونه بيرون مىآيد.
أَنّٰا صَبَبْنَا الْمٰاءَ صَبًّا ،گفت:ما بريختيم آب را ريختنى،يعنى آب باران [٦].
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ،پس بشكافتيم زمين را شكافتنى،يعنى به نبات.
فَأَنْبَتْنٰا فِيهٰا حَبًّا [٦٧-ر]،برويانيديم در زمين دانه.مراد جنس [٧]است يعنى
[١] .كا،آد،گا:و دد و دام.
[٢] .كا،آد،گا:نخورد او را.
[٣] .كا،آد،گا:لنا بدفنه.
[٤] .كا،آد،گا:سببها پديد كردم.
[٥] .كذا در اساس و آج،كا و ديگر نسخه بدلها+فرو.
[٦] .كا،آد،گا+را.
[٧] .كا،آد،گا:اجناس.