روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
و سفير القوم آن باشد كه سعى كند ميان[٦٦-ر]ايشان براى صلح،و سفرت بين القوم إذا اصلحت بينهم،قال الشّاعر:
و ما أدع السّفارة بين قومي
و ما أمشي بغشّ إن مشيت
وهب منبّه گفت:يعنى اصحاب محمّد-صلّى اللّه عليه و على آله و رضى عنهم.
كِرٰامٍ ،جمع كريم،كريمانند. بَرَرَةٍ ،نكوكارانند،جمع«بارّ»و«برّ»و فعله فى جمع فاعل قياسى است مطرّد،كساحر و سحرة،و كافر و كفرة.
قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَكْفَرَهُ ،ابن عطا گفت:ممنوع باد آدمى از طريق خيرات، مقاتل گفت:مراد به انسان عتبة بن ابى لهب است.و دگر مفسّران گفتند:هذا على طريق الدعاء عليه،كقولهم:قاتله اللّه،كشته باد آدمى. مٰا أَكْفَرَهُ ،چه كافر است به خداى و نعمتهاى خداى.
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ،ازچه آفريد او را. مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ ،از آب منى آفريد او را.«ما»تعجّب راست و«أىّ»صورت استفهام دارد و معنى اين جا تقرير است.
فَقَدَّرَهُ ،يعنى از آب مقدّر بكرد بهاندازۀ آنكه از او خلق آفريند نه زايد و نه ناقص.و گفتند:تقدير كرد كه چند روز معيّن نطفه باشد و چه مدّت علقه و چه مقدار مضغه و كى عظام شود و به چه قدر گوشت بر او پيدا شود،و از پس چهار ماه خلقى دگر در او آفريند،يعنى حيات.
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ،آنگه راه بر او آسان كرد،يعنى به راه برون آمدن از شكم مادر.حسن و مجاهد گفتند:ره حق و باطل بيان كرد او را و علم به آن بر او سهل كرد.ابو بكر بن طاهر گفت:معنى آن است كه ميسّر كرد هركس را براى آنكه او را براى آن آفريد،بيانش
قوله-عليه السلام: اعملوا كل ميسّر لما خلق له [١].
[١] .كا،آد،گا:و دد و دام.