روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٠ - ترجمه
بگفته است در عقب آن: إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ،و چون بدى به او رسد جزع كند،و چون نيكى به او رسد منع كند.سعيد جبير گفت:«هلوع»بخيل باشد،عكرمه گفت:ملول باشد.قتاده گفت و ابن زيد:
جزوع باشد،و الهلع أفحش الجزع.مقاتل گفت:تنگدل باشد.ابن كيسان گفت:طبع او آن است كه به شهوات مستعجل باشد و از آنچه نخواهد گريزان بود.آنگه به خلاف طبع [١]او را تكليف كرد تا تكليف او به خلاف هواى او باشد كه بر مخالفت هوى مستحق باشد ثواب را،و گفتند:«هلوع»جهول باشد.سهل گفت:متقلّب بود در شهوات خود.ابن عطا گفت:«هلوع»آن بود كه چون مرادش حاصل بود راضى شود،و چون حاصل نبود خشم گيرد.
ابو الحسين ورّاق گفت:آن باشد كه در نعمت خداى را فراموش كند و در شدّت خداى را خواند.سهل گفت:آن باشد كه در وقت نعمت مانع بود،و در [٢]درويشى جازع.ابو عبيده گفت:آنكه بر نعمت شكر نكند و بر بلا صبر نكند،و گفتند:طمّاعى باشد كه به اندكى از دنيا راضى باشد و براى فوت اندكى خشم گيرد [٣]،و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:
شرّ ما فى الرّجل شحّ هالع أو جبن [٤]خالع، گفت:بدتر آنچه در مرد بود بخلى بود كه او را به جزع آرد،بخلى با حرص،و يا بد بددلى كه دل او از جاى بركند،و عرب گويد:ناقة هلواع [٥]،اذا كانت سريعة السّير خفيفة،قال الشّاعر:
صكّاء ذعلبة اذ استدبرتها
حرج إذا استقبلتها هلواع
إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً
،چون شرّى و آفتى و نكبتى به او برسد به قلّت شكر
[١] .آد،گا:آن،كا:او.
[٢] .آد،گا+وقت.
[٣] .آد،گا:خشمگين گردد.
[٤] .اساس:حسر،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:هلوع.