روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
بنت الدّيلم [١].قتاده گفت خوله [٢]بنت[تغلب بود.مقاتلان گفتند:خوله بنت ثعلبة بن مالك بن خزامة الخزرجيّه من بني عمرو بن عوف.عطيّه گفت از عبد اللّٰه عباس:خوله بنت] [٣]الصّامت.عائشه گفت:جميله نام بود [٤]و شوهرش اوس بن الصّامت بود برادر عبادۀ صامت.
گفتند:سبب آن بود كه او زنى بجمال و نيكو اندام بود.يك روز نماز مىكرد،شوهرش در او مىنگريد شهوت بر او غالب شد.چون از نماز فارغ شد، خواست تا با او خلوت كند.منع كرد او را.و اين اوس مردى بود تيز و در او حدّتى بود.زن را گفت:أنت علىّ كظهر امّي،تو بر من چون پشت مادرى،آنگه پشيمان شد بر آنچه گفته بود،و ظهار و ايلاء [٥]از طلاق و عهد جاهليّت بودى، آنگه زن را گفت:گمان من چنان است كه تو بر من حرامى.گفت:برو [٦]و از رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بپرس.گفت:شرم مىدارم كه اين از رسول -صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بپرسم.گفت:رها كن تا من بپرسم.گفت:برو و بپرس.پس زن بيامد و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-در حجرۀ عائشه [٧]سر مىشست.زن بيامد و گفت:يا رسولاللّٰه،بفرماى دانستن كه شوهر من أوس بن صامت مرا بزنى كرد و من جوان بودم و مرا مال بود [٨]و خويشان بودند [٩]،اكنون چون مال من بخورد و جوانى به پيرى بدل شد و مرا خويشان نماندند،ظهار كرد از من و اكنون پشيمان است.هيچ تدبيرى باشد اين كار ما را؟
[١] .آد،كا،گا:بنت الدّليم.
[٢] .اساس:خويله،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد،گا+گفت نام اين زن جميله بود.
[٥] .آد،كا،گا+هر دو.
[٦] .آد،كا،گا:حرامى امّا تو برو.
[٧] .آد،كا،گا+بود و.
[٨] .آد،كا،گا:و مال بسيار داشتم.
[٩] .آد،گا+مرا.