روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٦ - ترجمه
مشارق يعنى،سوگند خورم كه جاى آن است كه سوگند خورند [١].و مراد به «مشارق»و«مغارب»آنكه آفتاب هر روز از مشرقى ديگر برآيد و به مغربى ديگر فرورود [٢]و تفاوت روز و شب ازآنجا باشد.و ابو حياة در شاذّ خواند:بربّ المشرق و المغرب. إِنّٰا لَقٰادِرُونَ ،كه ما توا[نا]ييم [٣]و قادريم [٤].
عَلىٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ ،بر آنكه بدل كنيم از ايشان به از ايشان،يعنى ايشان را ببريم و قومى ديگر بياريم به بدل ايشان. وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ،و كس ما را سبق نبرد.
آنگه بر سبيل تهديد گفت: فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا ،گفت:رها كن اينان را تا خوض كنند و شروع و بازى كنند در دنيا.صورت امر است و مراد تهديد و وعيد. حَتّٰى يُلاٰقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ،تا ببينند آن روز را كه ايشان را وعده دادهاند.گفتند [٥]:اين [٦]منسوخ است به آيت قتال،و اين خطاست از اين جا [٧]گمان افتاد ايشان را كه مراد به اين صيغۀ امر است،و به خلاف اين است براى آنكه مراد تهديد است،و چون تهديد باشد منافات نباشد ميان تهديد و قتال.و اگر گويند:مقدّمات قتال بود و مؤدّى به قتال،اولىتر باشد.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً ،گفت:ياد كن آن روز كه [٨]بيرون آيند از گورها شتابزده،و نصب«سراعا»بر حال است،و عامّۀ قرّاء:«يخرجون»خواندند به فتح«يا»و ضمّ«را»،و اعشى و برجمىّ عن ابي بكر عن عاصم خواندند:
«يخرجون»،به ضمّ«يا»و فتح«را»على الفعل المجهول،آن روز كه ايشان
[١] .آد،گا:خورم.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:فروشود.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:قادر.
[٥] .كا:و گفتند:
[٦] .آد،گا+آيت.
[٧] .اساس+كه،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها+ايشان.