روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣١ - ترجمه
نصب باشد بر صفت مصدرى محذوف،أى تشكرون شكرا قليلا.
قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ،بگوى اى محمّد كه اوست كه شما را بيافريد از زمين و حشر و جمع و بازگشت شما با اوست.
وَ يَقُولُونَ مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ،مىگويند كى خواهد بودن اين وعدۀ قيامت كه ما را مىگوييد اگر چنان [١]كه راست مىگوييد [٢]، تو جواب ده اى محمّد بگوى كه:علم آن به نزديك خداست كه كى خواهد بودن.
وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ،و من پيغمبرىام ترسانندۀ [٣]بيانكننده،كار من اين است،مرا به علم غيب راهى نيست.
فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ ،«ها»ضمير عذاب است و«زلفة»مصدر است در جاى وصف نهاده براى مبالغه،كقولهم:رجل صوم أو [٤]فطر،گفت:چون عذاب را بينند نزديك در آمده به ايشان،يعنى عذاب دوزخ را-بر قول بيشتر مفسّران.و مجاهد گفت:عذاب روز بدر خواست. سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ،دژمكنندۀ [٥]روى كافران[تا] [٦]سياه و گرفته شود،يقول العرب:سؤته و سيء،و سررته فسرّ، و شغلته فشغل-على خلاف القياس.و قِيلَ ،گويند ايشان را يعنى [٧]خزنۀ دوزخ كافران را: هٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ ،اين آن است كه دعوى كرديد،يعنى اين عذاب آن است كه شما تمنّا كرديد و خواستيد.و حسن گفت:مراد آن است كه دعوى كرديد كه نخواهد بودن.و عامّه قرّاء«تدّعون»به تشديد«دال»[خواندند «تفتعلون».يعقوب خواند:«تدعون»] [٨]على وزن تفعلون به تسكين«دال»،يعنى خداى را مىخوانديد تا پديد آرد و تعجيل كند،يعنى قوله تعالى:
[١] .كا،گا+است.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها+ قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ .
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها+و.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:كنند.
[٨] [٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس:بعضى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.