روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧ - ترجمه
ازآنجا كه ايشان ندانند.گفتند:عذاب روز[بدر] [١]خواست،و گفتند معنى آن است كه:امهال كنيم ايشان را در نعمت تا مغرور شوند و در عصيان بيفزايند تا عذاب ايشان بيفزايد،چنانچه [٢]گفت: إِنَّمٰا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدٰادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِينٌ [٣].
و«استدراج»استفعال باشد من الدّرج،كأنّه يطلب أن يدرجهم بالنّعم الى العذاب.آنگه تأويل آن باشد كه غرض او در نعمت آن باشد تا ايشان شكر كنند،چون كفران كنند خداى تعالى[آن] [٤]نعمت منقطع نكند بر ايشان بر سبيل [انذار و] [٥]اعذار،و چندان كه ايشان معصيت بيش كنند خداى تعالى نعمت بيش كند تا عذرش بليغتر باشد و حجّتش مؤكّدتر [٦]،[تا] [٧]ايشان مغرور شوند و گمان برند كه او خود واجب است و در حقّ ايشان به استحقاق است.آنگه ايمنتر وقتى كه ايشان استوار باشند و ناباكتر از عذاب و انقطاع نعمت،ايشان را بگيرد چنان كه گفت: حَتّٰى إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ [٨]،و قوله: ظَنَّ أَهْلُهٰا أَنَّهُمْ قٰادِرُونَ عَلَيْهٰا أَتٰاهٰا أَمْرُنٰا لَيْلاً أَوْ نَهٰاراً [٩]-الآية،فهذا معنى الاستدراج.
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ،گفت:مهلت دهم ايشان را كه كيد من قوى است و تعجيل نكنم،كه تعجيل آن كند كه از فوت ترسد و مرا از فوت ايشان انديشه نيست كه ايشان در قبضۀ قدرت منند و از سلطان من بيرون نتوانند شد.
آنگه گفت هم بر سبيل توبيخ ايشان بر ترك اجابت: أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً ،يا تو از ايشان مزدى مىخواهى كه ايشان از غرامت گرانبار مىشوند قوّت آن نمىدارند.
[٧] [٥] [٤] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:چنان كه.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٧٨.
[٦] .گا:و حجّت تمامتر.
[٨] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٤٤.
[٩] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٢٤.