روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
معنى«يقين»آمده است،چنان كه ظن به معنى«علم»،و اين قولى است شاذّ و خارج از لغت عرب] [١].زهري و عكرمه و قتاده گفتند:معنى او آن است كه اگر به شكّ افتند كه انقطاع حيض براى كبر است يا خون استحاضه است،عدّت ايشان سه ماه باشد[بعضى ديگر گفتند كه:ندانند كه حكم ايشان چيست، و ايشان را عدّت چگونه مىبايد داشتن،عدّت ايشان را سه ماه بود] [٢]. وَ اللاّٰئِي لَمْ يَحِضْنَ ،و آن را كه حيض افتاده نباشد،و تقدير [٣]آن است[كه] [٤]:و اللائي لم يحضن و ارتبتم أيضا،[و همچنين اگر] [٥]شك افتد در كار ايشان كه نابودن حيض ايشان از صغر سنّ است يا از علّتى ديگر،عدّت ايشان سه ماه باشد،و اين آن است كه ما گفتيم كه:لا تحيض و في سنّها من تحيض،و تقدير آنكه:و اللائي لم يحضن حكمهنّ [٦]كذلك،و اين از كلام بيفگند لدلالة الكلام عليه [و] [٧]حوالت بيان به آيت مقدّم كرد.
قتاده گفت:به اوّل زنان بزرگ را خواست،دوم كودكان خرد را [٨]كه به حيض نرسيده باشند،و اين خلاف ظاهر است براى آنكه بيان كرديم [٩].
إِنِ ارْتَبْتُمْ را به اين قول فايده نبود.آنگه گفت: وَ أُولاٰتُ الْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ،يعنى از جملۀ مطلّقات [١٠]زنى كه آبستن بود عدّت او آن است كه بار بنهد اگر عقيب طلاق بار بنهد بلا فصل باين شود از شوهر و مالك نفس خود شود و عقد تواند بستن [١١]جز كه شوهر را نباشد كه با او مواقعه كند تا از نفاس پاكيزه