روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١ - ترجمه
است،يعنى سابق است به فعل خيرات و احسان او بر همۀ احسانها مقدّم،و آخر است پس از فناى خلق،و ظاهر است به غلبه بر همه چيز با آنكه پوشيده است از چشمها،و باطن است يعنى عالم است به خفاياى امور.
سدّى گفت:اوّل است به توفيق توحيد،و آخر است به توفيق توبه،و ظاهر است به توفيق سجود [١]،و باطن است به ستر عيوب [٢].ابن عطا گفت:اوّل است به كشف احوال دنيا تا رغبت نكنند در او،و آخر است به كشف احوال عقبى تا نشكيبند از او،و ظاهر است بر دلهاى دوستان تا بشناختند او را،و باطن است از دلهاى دشمنان تا منكر شدند او را،و بعضى ديگر گفتند:اوّل است به تكوين، بيانه قوله تعالى: إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَيْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [٣]،و آخر است به تلقين [٤]، يُثَبِّتُ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّٰابِتِ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا [٥]،و ظاهر است به تبيين،بيانه: يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ [٦]،و باطن است به تزيين،بيانه: وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ [٧].
محمّد بن عليّ التّرمذى گفت:الاوّل بالتّأليف،و الآخر بالتّكليف، و الظّاهر بالتّصريف،و الباطن بالتّعريف.جنيد گفت:الأوّل بشرح القلوب، و الآخر بغفران الذّنوب،و الظّاهر بكشف الكروب،و الباطن بعلم الغيوب.
در خبر است كه:عمر خطّاب از اين آيت پرسيد كعب أحبار را، گفت:معنى آن است كه[٤-پ]اوّل چنان داند كه آخر،و باطن چنان داند كه ظاهر.و گفتند:اوّل است به هيبت و سلطان،و آخر است به رحمت
[١] .اساس:خود،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس+خود،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٤٠.
[٤] .آد،كا+بيانه،گا+بيانه قوله.
[٥] .سوره ابراهيم(١٤)آيۀ ٣٧.
[٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٢٦.
[٧] .سورۀ حجرات(٤٩)آيۀ ٧.