روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٠ - ترجمه
بنماندند [١]مگر دوازده مرد.خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْهٰا وَ تَرَكُوكَ قٰائِماً ،گفت:چون لهو و بازى بينند يا تجارتى [٢]آنجا شتابند و تو را رها كنند برپاىايستاده در نماز.
حسن بصرى گفت و ابو مالك كه:سالى در مدينه قحطى بود و غلايى [٣]، دحية بن خليفه به تجارت[به] [٤]شام بود،در آمد و زيت داشت و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بر منبر خطبه مىكرد.چون آواز طبل بر آمد بشتافتند و رسول را رها كردند و با رسول جز اندكى نماندند [٥].رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:بدان خداى كه مرا بحق به خلق فرستاد كه اگر جملۀ شما به مبايعه رفته بودى [٦]از اين وادى آتشى بر آمدى و همه را بسوختى.
مقاتلان گفتند:دحية بن خليفة الكلبىّ از جملۀ هرچه اهل مدينه را بدان حاجت بودى با خود آوردى،و چون آمدى به بازار مدينه فرود آمدى عند احجار الزّيت-و آن جايى است در بازار مدينه-و طبل بزدى تا مردم خبر يافتندى از آمدن او،و اين روز در آمد،و اين پيش از آن بود كه ايمان آورد.بر عادت طبل بزد و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-بر منبر خطبه مىكرد.مردم بشتافتند و به مبايعت مشغول شدند تا با رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-اندكى ماندند، رسول فرمود كه در مسجد چند كس ماندند؟گفتند:دوازده كس.گفت:اگر جمله رفته بودندى و اين جماعت بازنايستادندى،از آسمان سنگ بباريدى بر شما.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
[١] .اساس:نماندند،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:تجارتى بينيد يا لهوى و بازيى.
[٣] .اساس،كا:علام،با توجّه به آد،گا تصحيح شد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .كا:نماند.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:بوديد/بودى.