روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
شود با او از مؤمن و كافر،و لكن چون مؤمنان متّعظ شوند و منتفع به وعظ،ايشان را تخصيص كرد [١]به ذكر. وَ مَنْ يَتَّقِ اللّٰهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ،گفت:هركه از خداى بترسد و از معاصى [٢]اجتناب كند و از ترك [٣]واجبات،خداى تعالى او را راه بيرون آمدن از عقاب پديد آرد.
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَحْتَسِبُ ،و روزى دهد او را ازآنجا كه او را گمان نبود.عكرمه و ضحّاك و شعبى گفتند:مراد آن است كه هركه از خداى بترسد و طلاق كه دهد طلاق سنّت دهد،خداى تعالى او را راى [٤]پديد آرد به رجعت.بيشتر مفسّران گفتند:آيت در حقّ عوف بن مالك الأشجعىّ آمد،و سبب آن بود كه مشركان پسرى از آن او را به اسيرى بگرفتند [٥]نام او سالم.
او به نزديك رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-آمد و گفت:يا رسولاللّٰه، مشركان پسر مرا به اسيرى بگرفتند و من مردى درويشم [٦]چيزى ندارم تا فديه كنم او را بدان.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:خداى داند كه به نزديك آل رسول [٧]چيزى نيست الا مدّى از طعام،برو تو و از خدا بترس و تقوى و پرهيزگارى كار بند[و صبر كن] [٨]و بسيار[مى] [٩]گوى:
لا حول و لا قوة الّا باللّه [١٠].
مرد برفت و آن[معنى] [١١]كار بست.يك روز ناگاه كه او خبر نداشت پسرش سالم مىآمد و چند شتر مىآورد.مشركان از او غافل شده بودند،او از
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:كردند.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها+او.
[٣] .اساس:ارتكاب،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:راهى.
[٥] .آد،گا:گرفته بودند.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها+و.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:آل محمّد.
[١١] [٩] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها+العلىّ العظيم.