روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-گفت:تو حرام شدى بر او.گفت:يا رسولاللّٰه،به خدايى كه تو را بحق [١]فرستاد كه او پدر فرزندان من است و دوستترين مردمان است بر من.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:
اگرچه چنين است،تو بر وى حرامى [٢].گفت:يا رسولاللّٰه به خدايى كه تو را بحق [٣]فرستاد كه او ذكر طلاق نكرد.گفت:حرامى بر وى.او گفت [٤]:اشكو الى اللّٰه فاقتي و وحدتي،شكايت با خداى مىكنم حاجت و تنهايى خود را و طول صحبت با وى [٥]،و آنگه مرا پدر فرزندان است.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم- گفت:از ظاهر شرع،تو بر وى حرامى،و خداى در باب تو چيزى نفرستاد و باشد كه بفرستد.و هرگه كه رسول[١٣-پ]-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفتى:تو بر وى حرامى،او گفتى:اشكو الى اللّٰه فاقتي و شدّة حالي،اللّهمّ انزل على لسان نبيّك ما فيه خلاصي و راحتي،بار خدايا فروفرست بر زبان پيغمبر آنچه راحت و خلاص من در آن باشد،و آن اوّل ظهارى بودى در اسلام،تا [٦]چون آن حال مىرفت،عائشه سر رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-مىشست.يكنيمه بشسته بود [٧]و نيمۀ دگر تمام ناشسته كه آيت آمد بر رسول صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم- [٨]:
قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا ، [٩]خداى بشنيد قول آن زن كه با تو مجادله و مناظره مىكند در باب شوهرش و حال خود با خداى شكايت مىكند. وَ اللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا ،خداى تعالى محاوره و مناظرۀ شما مىشنود.
إِنَّ اللّٰهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ،كه خداى تعالى شنوا و بيناست.اين آيت براى تسلّى آن زن
[٣] [١] .آد،كا،گا+به خلق.
[٢] .آد،كا،گا:حرام شدى.
[٤] .آد،كا،گا:زن گفت.
[٥] .آد،كا،گا:مرا.
[٦] .آد،كا،گا:و.
[٧] .آد،كا،گا:يكنيمه به شانه كرده بود.
[٨] .آد،كا+كه.
[٩] .آد،كا،گا+يعنى.