روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٧ - ترجمه
شما رسد [١]،او تأسّف خورد و گويد: لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِي ،أى هلاّ اخّرتني،بار خدايا چرا مرا تأخير نكردى تا به وقتى نزديك.و بعضى گفتند:«لا»در«لو لا»صله است،و تقدير آن است كه:لو اخّرتنى الى اجل قريب،بار خدايا اگر مرا تأخير كردى به اجلى [٢]نزديك. فَأَصَّدَّقَ ،تا من صدقه دادمى.و قول اوّل بهتر است لقوله:
فَأَصَّدَّقَ .و اين«فا»در جواب يكى از شش چيز فعل مضارع را به نصب كند به اضمار«ان»،و اين جا استفهام است،يعنى تا] [٣]من صدقه دادمى. وَ أَكُنْ مِنَ الصّٰالِحِينَ ،و از جملۀ صالحان بودمى.گفتند مراد به صلاح [٤]ايمان است،براى آنكه آيت در منافقان [٥]است [٦]چون به در مرگ رسند تمنّاى زندگانى كنند و تأخير اجل براى ايمان.و بعضى ديگر گفتند:آيت در شأن مؤمنان است و مراد به صلاح حجّ است.
ضحّاك و عطيّه روايت كردند از عبد اللّٰه عبّاس كه او گفت:هيچكس نباشد كه او استطاعت دارد و حج نكند الّا و چون به در مرگ رسد تمنّاى رجوع با دنيا كند.گفتند:اتّق اللّٰه يا بن عبّاس كه اين معنى در حقّ كافران آمده است.
گفت:من به اين قرآن [٧]بر شما خوانم،آنگه اين آيت بخواند [٨]-الى قوله:
فَأَصَّدَّقَ ،أى فأتصدّق.
وَ أَكُنْ مِنَ الصّٰالِحِينَ ،أى من الحجّاج تا من زكات دهم و حج كنم.
جملۀ قرّاء«و أكن»خواندند به جزم،مگر ابو عمرو كه او خواند:«و اكون»
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:آيد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:تا به وقتى.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .اساس:صالح،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٥] .اساس:ايمان،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .كا:آمد.
[٧] .آد،گا:قرآنى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:برخواند.