روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢١ - ترجمه
در خبر است كه عبد اللّٰه مسعود مردى را ديد محرم،احرام گرفته و جامۀ دوخته پوشيده،گفت:يا هذا،اگر محرمى جامۀ دوخته بركن.گفت:آيتى از قرآن بر من توانى خواندن در اين باب؟گفت:آرى [١]: وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ ،و اين دليل آن است كه آيت را حمل بايد كردن بر عموم.
وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِيدُ الْعِقٰابِ ،گفت:از خدا بترسيد كه او سخت عقوبت است.
لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِينَ ،[گفتند تقدير آيت آن است كه: كَيْ لاٰ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيٰاءِ مِنْكُمْ ،بل لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِينَ ] [٢]،گفت:تا مال غنيمت متداول نشود ميان توانگران،بل درويشان را باشد از مهاجران كه در مكّه خانه و نشيمن خود رها كردند و با رسول به مدينه آمدند.آنگه وصف كرد ايشان را،گفت: اَلَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيٰارِهِمْ ،آنانند كه ايشان را بيرون كرده باشند از سرايهاشان و مالهاشان [٣]. يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً [٢٥-ر]در محلّ حال [٤]،أى طالبين فضلا،در آن حال كه طلب فضل و رضاى خداى مىكنند. وَ يَنْصُرُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ،و نصرت خداى و رسول خداى مىكنند،يعنى نصرت دين خداى و پيغمبر خداى مىكنند. أُولٰئِكَ هُمُ الصّٰادِقُونَ ،ايشان راستگيرانند.
در اخبار آمد كه:مردى [٥]بود از ايشان كه سنگ بر شكم بستى تا پشت او راست دارد [٦]و به زمستان چاله [٧]بكندى و در او نشستى تا سرما كمتر يابد [٨]كه هيچ جا بنداشتى [٩]،سعيد جبير گفت و سعيد عبد الرّحمن بن أبزى كه:در جماعتى
[١] .آد،كا:در اين باب من اين آيت بر او خواندم.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد،كا،گا+و قوله.
[٤] .آد،كا،گا:جمله در محلّ حال افتاد.
[٥] .آد،كا،گا:مرد.
[٦] .آد،كا،گا:راست داشتى.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:گوى.
[٨] .آد،كا،گا:كمتر يافتى.
[٩] .آد،كا:خانه نداشتى،گا:جامه نداشتى.