روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
يعنى بيّنات او سحر و جادويى است.
آنگه حقتعالى گفت: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ الْكَذِبَ ،كيست ظالمتر ازآنكه بر خداى[تعالى] [١]دروغ گويد و فروبافد بر او دروغ. وَ هُوَ يُدْعىٰ إِلَى الْإِسْلاٰمِ ،«واو»حال است،در آن حال كه او را به اسلام دعوت مىكنند. وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ ،خداى هدايت ندهد ظالمان را،يعنى راه بهشت ننمايد.
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ ،آنگه وصف كرد كافران را كه مىخواهند تا نور خداى بنشانند به دهن خود،چنان كه يكى از ما نور شمع و چراغ به دهن باد دهد و [٢]بنشاند،و اين مثلى است كه خداى زد استحالت آن را كه دين خداى به گفتار ايشان خلل يابد. وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ ،ابن كثير و حمزه و كسائى و خلف و حفص عن عاصم خواندند: مُتِمُّ نُورِهِ ،به اضافت،و باقى قرّاء به تنوين«ميم» خواندند و نصب«را»:متمّ نوره. وَ لَوْ كَرِهَ الْكٰافِرُونَ ،و خداى تعالى نور خود تمام كند و اگرچه كافران آن را كاره باشند.
هُوَ الَّذِي -الآية،او آن خداست كه رسول خود محمّد را بفرستاد. بِالْهُدىٰ ، به اسلام،و قيل:بالبيان،و قيل:بالقرآن،و قيل:بالادلّة الهادية [٣]،و حملش بر عموم كردن اولىتر باشد. وَ دِينِ الْحَقِّ ،و اين دين [٤]مسلمانى است. لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ،تا آن را ظاهر گرداند بر همۀ دينها.و«اظهار»دو معنى را محتمل است:يكى پيدا كردن و يكى ظفر دادن،و حمل توان كردن بر هر دو وجه [٥]،تنافى نيست ميان ايشان. وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ،و اگرچه مشركان آن را كاره باشند.
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:به دهن و باد دهن.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها+و البيان.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و به دين.
[٥] .آد،كا،گا+كه.