روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
اذا ما الشّوق برّح بى اليهم
القت النّون بالدّمع السّجوم
و اين قول قريب است براى مناسبت.معاوية بن مرّه گفت:«نون» لوحى [١]است از نور،و اين قول در خبرى مرفوع آمد.ابن زيد گفت:قسمى است كه خداى تعالى كرد.ابن كيسان گفت:نام سوره است.عطاء گفت:ابتداى نام خداى است[چون] [٢]:نور و ناصر و نصير.محمّد بن كعب گفت:خداى تعالى قسم كرد به نصرت او مؤمنان را،بيانه قوله: وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ [٣].روايت كردند از صادق-عليه السّلام-كه او گفت:«نون»جويى است در بهشت.
قوله: وَ الْقَلَمِ ،«واو»قسم است،و مراد به قلم اين است كه مىدانند كه آلت كتابت است،و در خبر است كه:اوّل چيزى كه خداى تعالى آفريد قلم بود، به نظر هيبت به [٤]او نگريد،بشكافت.آنگه گفت:برو.گفت:به چه بروم؟گفت:
به هرچه خواهد بودن تا روز قيامت بر لوح محفوظ برفت،و هرچه بودنى بود بنوشت تا به روز قيامت،و ذلك
قوله-:عليه السّلام: جرى القلم بما هو كائن [٥].
عبد الملك زيّات در نزديك بعضى خلفا شد،او را دلتنگ يافت[اين بيتها برخواند] [٦]:
الهمّ [٧]فضل و القضاء غالب
و كائن ما خطّ [٨]فى اللّوح
فانتظر الرّوح و اسبابه
آيس ما كنت من الرّوح
و گفتند:مراد به قلم خطّ و كتابت است كه خداى تعالى منّت نهاد بدان في
[١] .اساس:نونى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٤٧.
[٤] .آد،گا:در.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها+ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ .
[٧] .اساس:اللّهم،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٨] .اساس:حظّ،با توجّه به كا تصحيح شد.