روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
در حكايت الصّالحين [١]مىآيد كه:زاهدى بود از جملۀ زهّاد،به نماز شب برخاستى [٢]و نماز كردى و قرآن خواندى.چون به آيتى [٣]وعيد رسيدى،آن آيت باز مىخواندى و تكرار مىكردى و مىگريستى.شبى از شبها به اين آيت رسيد كه:
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا كَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ ،مىخواند و مىگريست.بر ديگر روز همسايگان او گفتند:هر شب بر آيت وعيد مىگريستى [٤]،امشب بر آيت وعد [٥]مىگريستى؟گفت:براى آنكه خداى تعالى مىگويد:[مرا] [٦]بهشتى است كه پهناى او چند آن است كه پهناى آسمان و زمين،چندان كه نگاه مىكنم [٧]مرا آنجا جاى [٨]قدم نيست.
أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ،ببجاردهاند [٩]براى آنان كه به خداى ايمان دارند و به پيغامبران او. ذٰلِكَ فَضْلُ اللّٰهِ ،اين نعمت و فضل خداى است. يُؤْتِيهِ مَنْ يَشٰاءُ ،به آنكس [١٠]دهد كه او خواهد،براى آنكه اگرچه ثواب واجب است و به استحقاق باشد،خداى تعالى به تكليف كردن و اسباب [١١]مقدّمات،به او [١٢]متفضّل است،براى آن گفت: ذٰلِكَ فَضْلُ اللّٰهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشٰاءُ.وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ،و خداى تعالى خداوند فضل و بزرگوارى است.
مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِيبَةٍ ،گفت:نرسد هيچ مصيبت در زمين از قحط و تنگى و آفت و هلاك زرع و ثمار. وَ لاٰ فِي أَنْفُسِكُمْ ،و نه در نفسهاى شما از بيمارى [١٣]و دردها و رنجها و دلتنگيها.شعبى گفت:مراد به مصيبت هر چيزى است كه به
[١] .آد،كا،گا:حكايات صالحان.
[٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:برخواستى/برخاستى.
[٣] .آد،كا:آيت.
[٤] .آد،گا:كه تو گريه بر آيۀ وعيد مىكردى ديشب.
[٥] .آد+چرا.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .آد،كا،گا:مىنگرم.
[٨] .آد،كا،گا+يك.
[٩] .آد،گا:آماده كردهاند.
[١٠] .آد،كا،گا:بدان كس.
[١١] .آد،گا:و به اسباب و.
[١٢] .آد،كا،گا:مقدمات او ساختن.
[١٣] .اساس+تندرستى،با توجّه فحواى كلام زايد مىنمايد.