روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧١ - ترجمه
به تو اندازند.مؤرّج گفت:ازالت كنند تو را.نضر بن شميل و اخفش گفتند[كه:
به چشم كنند] [١]تو را [٢].
عبد العزيز بن يحيى گفت:به تو نگرند به نظرى تيز كه تو را از آن بترسانند و آن نظر عداوت باشد.سدي گفت:اصابت كنند تو را.[از صادق-عليه السّلام- روايت كردند كه گفت:يأكلونك،تو را] [٣]به چشم بخورند.حسن و ابن كيسان گفتند:بكشند تو را،و اين چنان باشد كه عرب گويد:صرعني فلان بطرفه و قتلنى بعينه،و قال الشّاعر:
ترميك مزلقة العيون بطرفها
و تكلّ عند نصال نبل الرّامي
و قال آخر:
يتقارضون إذا التقوا في موطن
نظرا يزيل مواطئ الاقدام [٤]
و قال جرير في مثله:
انّ العيون الّتى في طرفها مرض
قتلننا ثمّ لم [٥]يحيين [٦]قتلانا
يصرعن ذا اللّبّ حتّى لا حراك له
و هنّ أضعف خلق اللّٰه اركانا
و حسن بصرى گفت:دواى آنكه تو را چشم بد رسيده باشد اين آيت است.و در خبر است كه [٧]رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:
العين حق و انّ العين لتدخل الرّجل القبر و الجمل القدر، و
قال-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم:
لا رقية الّا من عين أو حمة. و أسماء بنت عميس گفت:يا رسولاللّٰه،فرزندان جعفر را چشم مىرسد،روا باشد كه براى ايشان فسونى [٨]و تعويذى بنويسم؟گفت:روا
[٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .اساس+ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً ،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٤] .اساس،كا:بواطن الاقدام،با توجّه به تفسير قرطبى(٢٥٦/١٨)تصحيح شد.
[٥] .كا:لا.
[٦] .كا:يحيينا.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:در خبر آمده است كه.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:افسونى.